{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد قرائتی :

استاد قرائتی :

بچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست. گفتم: امروز می خرم.
وقتی به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.
بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت!!!
بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده.
بچه را بغل کردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم.
گفت: بیسکویت کو؟
دانستم که دوستی بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولی در عمل کوتاهی میکنیم؟...
مهدی جان!
ما اشتباه کرده ایم که به انتظار نشسته ایم!
باید به انتظار بایستیم!

تعجیل در فرجش صلوات...
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
دیدگاه ها (۴)

رمان جونگ کوک

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

My lovely neighbor part : 63

KIM V

___هو القیوم___..استاد قرائتی :بچه ام کوچولو بود، از من بیسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط