Part : 237

Part : 237
الکس : عاره خوشمزست(بغض)
سوبین : ببین سوپش ایرانیه من عاشق این سوپم به خصوص اگه هویج با قارچ زیادی داشته باشه
الکس : پس میگم اینجوری که تو دوست داری بپزن(بغض)
سوبین : خیلی خوب میشهههه بعد بگو آبلیمو هم کنارش بزنن
الکس : باشه(بغض)
سوبین : منو نگا
الکس : نمیخوام
سوبین : منو نگاا(صورت الکس رو گرفت سمت خودش)
الکس : نکن(صداش میلرزه)
سوبین : عوو نگاش کنا
الکس : من میرم بیرون
سوبین : الکس وایسا
الکس : برمیگردم
سوبین : آییییی
الکس : چیشد چیشد خوبی سوبین
سوبین : (یهو بغلش میکنه)
الکس : چی..چیکار..میکنی
سوبین : بغللل
الکس : (محکم بغلش میکنه)
سوبین : بهترین کاری که تو عمرم کردم میدونی چیه
الکس : چیه
سوبین : به اون مهمونی اومدم
الکس :(میخنده)
سوبین : میدونی که دوست دارم
الکس : نه نمیدونم (از بغلش میاد بیرون)
سوبین : عوو یعنی چی
الکس : نمیدونم دیگه
سوبین : ببین میزنمتاا
الکس : باشه باشه آروم باش
سوبین : خب منم میخوابم توام بخواب
الکس : باشه بخواب
پرستار : ببخشید مزاحم شدم
الکس : چیشده
پرستار : یسری قرص هست اونارو الان باید بخوره
الکس: باشه
پرستار : بیا
سوبین : ممنونم
پرستار : عمل ساعت ۱۰ صبح هستش
الکس : خب
پرستار: خب؟
الکس ؛ خب کی تموم میشه
پرستار : عام خب بستگی داره اگه خیلی خطرناک باشه ۵ یا ۶ ساعته تموم میشه متوسط باشه یعنی نه خطرناک نه خوب ۳ یا ۴ ساعت خوب باشه که ۱ یا ۲ ساعت ولی بگم گاهی اوقات بیشترم میشه
الکس : خیلی ممنون
سوبین : خب خدافظ
الکس : خوبی
سوبین : هومم
الکس : خب بهتره بخوابی
سوبین : الکس
الکس : هومم
سوبین : من...من یکم فقط یکما می..میترسم
الکس : می‌ترسی هعی واقعا نیازی نیست بترسی ما همه پیشتیم
سوبین : اگه یچیم بشه چی
الکس : هیچیت نمیشه دختر
سوبین : خبب
الکس : بخواب فکرای الکی نکنا
سوبین : باشهه عشقیی
الکس : اونا گفتن ۱۰ ولی تو حداقل ۷ باید بیدار بشی
سوبین : شب بخیر عشقمم
الکس : خوب بخوابی
سوبین : توام همینطور
الکس : (پیشونیشو میبوسه)
چند دقیقه بعد که سوبین خوابیده........
الکس : آخ خدااا چخبره کی زنگ میزنه
الکس : ها
فرد : قربان راستش یچی شده باید بیایین
الکس : چخبره
فرد : رئیس یه نفر اومده میخواد ببینتتون
الکس : الان آخه کدوم خریه
فرد : نمیدونیم بهمون نمیگه
الکس : ببین من الان میام اونجا اون مرتیکه رو پاره پاره میکنم
فرد : راستش دو مرد و یه زنن
الکس : خب سه تاشونو پاره پاره میکنم
الکس : (قطع میکنه)
سوبین : ا..الکس
الکس : هیشش ببخشید بیدارت کردم
سوبین : ن..نه..ولی...کجا...میری
الکس: زود برمیگردم عشقم تو بخواب
سوبین : با..شه
چند دقیقه بعد...
الکس : کوشن
فرد : تو اتاقتون نشستن
الکس : خب ببینم چخبره شما کی هستین(یهو همینجور میمونه )
پدر الکس: مارو نمیشناسی
الکس: ت..تو
پدر الکس : پسرم خیلی وقته ندیدمت
الکس : شما اینجا چیکار میکنین
مادر الکس : پسرم ما بعد اینکه رفتیم پشیمون شدیم همه جارو دنبالت گشتیم پیداتم کردیم ولی تو خیلی خوشحال بودی پیش مادام واسه همین گذاشتیم اونجا بمونی ( میره سمتش تا بغلش کنه)
الکس : نکن نیا نزدیک
مادر الکس : ا‌‌....اما
الکس : اوکی اوکی شمارو شناختم ولی اون دیگه کیه
آکس : خبب من داداشتم دیگه داداش کوچیکت
الکس : این چیمیگه این وسط
پدر : اون دو سال از تو کوچیک تره
الکس : این واقعا داداش منه
آکس : عارههه
الکس : پففف(بلند میخنده)
مادرته : پسرم(بغض)
الکس : ش..شما...واقعا...جالبین
پدرته : اینجوری نکن بزار توضیح بدیم
مادر الکس : یعنی مادام هیچی بهت نگفته
الکس : چی میخواست بگه وقتی همچیو مید‌ونم ها
مادرته : ن...نه...اون همچیو نگفته
الکس : من به مادام بیشتر از شما اعتماد دارم
پدر الکس : حداقل به حرفامون گوش کن
الکس : ببینین فردا برام روز مهمیه و الان واقعا حوصله ندارم واقعا یه روز دیگه وروغاتونو بگین الان واقعا نه
آکس : اما داداش
الکس : به من نگو داداش برو کنار
مادرته : خدایااا
پدرته : هیشش آروم باش بلاخره درکمون میکنه مادام چیزی بهش نگفته
آکس : اون مارو نمیخواد
پدرته : نه الکس مارو میبخشه
مادرته : باید باهاش حرف بزنیم
‌پدرته : حرف میزنیم یکم بهش زمان بدیم
دیدگاه ها (۹)

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

پایان یونجیخب سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه من به خاط...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۵

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

ساخت خودمه 😭خب پچه ها میخوام پارت یک باد و ماه رو تو همین پس...

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط