امشب کنار قلب من، با من غریبی می کنی
امشب کنار قلب من، با من غریبی می کنی
من با تو صادق بوده ام عاشق فریبی می کنی؟
در زلف تو افتاده ام ،این سوختن دل را بس است
دل را گرفتی از برم، بردی کجا ای مهربان
یا ریشه ام آتش بزن، یا تا ابد با من بمان
درد و عذابم می دهی، روحم تنم قربان تو
چون کودکی چسبیده ام، هر گوشه از دامان تو
من آسمان را دیده ام دریا زمین را دشت کوه
هرگز ندیدم گوهر ی با این درخشش این شکوه
دل را گرفتی از برم بردی کجا ای مهربان
یا ریشه ام آتش بزن یا تا ابد با من بمان
من با تو صادق بوده ام عاشق فریبی می کنی؟
در زلف تو افتاده ام ،این سوختن دل را بس است
دل را گرفتی از برم، بردی کجا ای مهربان
یا ریشه ام آتش بزن، یا تا ابد با من بمان
درد و عذابم می دهی، روحم تنم قربان تو
چون کودکی چسبیده ام، هر گوشه از دامان تو
من آسمان را دیده ام دریا زمین را دشت کوه
هرگز ندیدم گوهر ی با این درخشش این شکوه
دل را گرفتی از برم بردی کجا ای مهربان
یا ریشه ام آتش بزن یا تا ابد با من بمان
- ۱.۱k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط