سناریو

وقتی به عنوان برادرت دیر می‌فهمن ح****ا****م****ل****هییی


نامجون: ای خدا مگه مامان و بابا چی تو تربیت تو کم گذاشتن
ات: چه ربطی داره؟
نامجون: که داداشت باید آخرین نفری باشه که بفهمه


جین: هعی زندگی ولش بگو چی ویار کردی درست کنم
ات: مرسی داداش مهربونم
جین: باید به بچت بگی منو دایی هندسام صدا کنه



شوگا: ات واقعا که من از ت بیشتر انتظار داشتم


جیهوپ: خب حالا که فهمیدم یه اشعاری بگم برات که لذت ببری
ات: مرسییییی
جیهوپ: بچتم مثل خودت خوشگله


جیمین: خیلی زشته
ات: ببخشید اوپا گفت نگم
جیمین: ایشالا بچه به داییش بره


ته: وقتی شکمتو پاره کردن میفهمی داداش آدم غریبه نیس نفرین نفرین بر تو باد


جونکوک: هعی شیرموز ببین دنیا چقدر کوچیکه که من آخرین نفری هستم که باید بدونم خواهرم بچه داره
شیرموز: خب منو نده بهش تا آدم بشه
جونکوک: افرین باهوش کی بودی ت
دیدگاه ها (۲)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

پارت۱

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

#میکاپ_آرتیست_من

p2

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

ستاریو درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط