{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات ویو

ات ویو

رفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه

ات: تهیونگگگگگگگگگگ جرت میدممممم چرا شلوار منو پوشیدییی؟!

تهیونگ: اتتتت اون شلوار من نیستتتتت!

ات: نهههه، اون شلوار منه! تازه شلوار جدیدمممم!

تهیونگ: پس چرا تو شلوار آبی منو پوشیدی؟!

ات: چون فکر کردم مال خودمه!

تهیونگ: آخه شلوار منو برداشتی پوشیدی!

ات: تو هم شلوار منو پوشیدیییی!

تهیونگ: پس هر دوتامون اشتباه کردیم 😂

ات: نه! تو اول شروع کردی!

تهیونگ: تو شروع کردی!

دوباره شروع کردیم گیس همو کشیدن

جین: یاااااااا بچه‌هاااااااا شلواره فقط شلواره! 😭😂

جیمین: یکی این دوتا رو جدا کنه!

هوپی: من نمیام وسط، من هنوز به گیس‌هام نیاز دارم 😂

کوک: .....

کوک: بچه‌ها... تولدمه...

ات: تهیونگ شلوارمو بده!

تهیونگ: تو هم شلوار منو بده!

ات: اصلاً!

تهیونگ: اصلاً!

نامجون: خب چرا شلواراتونو عوض نمی‌کنید؟

ات: نمی‌خوام!

تهیونگ: منم نمی‌خوام!

جین: پس چرا دعوا می‌کنید؟ 😂

ات و تهیونگ یه لحظه به هم نگاه کردیم

ات: خب...

تهیونگ: خب...

ات: آشتی؟ 😂

تهیونگ: آشتی 🤝🏻

دست دادیم و زدیم زیر خنده

جیمین: بالاخره!

هوپی: خدا رو شکر 😭

کوک: یعنی میشه فیلمو شروع کنیم؟ 🥲

ات: آره خرگوش کوچولو 😂

کوک: بالاخره!

همه رفتیم سمت سالن و نشستیم

ات کنار کوک نشست و تهیونگ هم اون‌طرف نشست

جین: فقط یه چیزی...

همه برگشتیم سمتش

جین: شلوار مردعنکبوتی خیلی به تهیونگ میاد 😂

ات: جیننننن!

تهیونگ: دیدی؟ 😌

ات: اون شلوار منه!

همه: 😂😂😂

کوک: من دیگه چیزی نمی‌گم...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ات ویو

رفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه

ات: تهیونگگگگگگگگگگ جرت میدممممم چرا شلوار منو پوشیدییی؟!

تهیونگ: اتتتت اون شلوار من نیستتتتت!

ات: نهههه، اون شلوار منه! تازه شلوار جدیدمممم!

تهیونگ: پس چرا تو شلوار آبی منو پوشیدی؟!

ات: چون فکر کردم مال خودمه!

تهیونگ: آخه شلوار منو برداشتی پوشیدی!

ات: تو هم شلوار منو پوشیدیییی!

تهیونگ: پس هر دوتامون اشتباه کردیم 😂

ات: نه! تو اول شروع کردی!

تهیونگ: تو شروع کردی!

دوباره شروع کردیم گیس همو کشیدن

جین: یاااااااا بچه‌هاااااااا شلواره فقط شلواره! 😭😂

جیمین: یکی این دوتا رو جدا کنه!

هوپی: من نمیام وسط، من هنوز به گیس‌هام نیاز دارم 😂

کوک: .....

کوک: بچه‌ها... تولدمه...

ات: تهیونگ شلوارمو بده!

تهیونگ: تو هم شلوار منو بده!

ات: اصلاً!

تهیونگ: اصلاً!

نامجون: خب چرا شلواراتونو عوض نمی‌کنید؟

ات: نمی‌خوام!

تهیونگ: منم نمی‌خوام!

جین: پس چرا دعوا می‌کنید؟ 😂

ات و تهیونگ یه لحظه به هم نگاه کردیم

ات: خب...

تهیونگ: خب...

ات: آشتی؟ 😂

تهیونگ: آشتی 🤝🏻

دست دادیم و زدیم زیر خنده

جیمین: بالاخره!

هوپی: خدا رو شکر 😭

کوک: یعنی میشه فیلمو شروع کنیم؟ 🥲

ات: آره خرگوش کوچولو 😂

کوک: بالاخره!

همه رفتیم سمت سالن و نشستیم

ات کنار کوک نشست و تهیونگ هم اون‌طرف نشست

جین: فقط یه چیزی...

همه برگشتیم سمتش

جین: شلوار مردعنکبوتی خیلی به تهیونگ میاد 😂

ات: جیننننن!

تهیونگ: دیدی؟ 😌

ات: اون شلوار منه!

همه:(خنده)

کوک: من دیگه چیزی نمی‌گم...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط