{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part44

هانا: میخوام با بورا تنها حرف بزنم
کوک: نمیبینی داریم حرف میزنیم برو بعد بیا
جینسو: جونگکوک این هانا دوست ا/ت نامزد قبلیته
کوک: اره میشه اینقدر دوست دختر منو بوس بغلش نکنی؟
بورام: نه نمیشه یادم به بچگیش میفته خیلی کیوت بود ادم دلش میخواست بخورتش
کوک: خب الان نخورش
ا/ت: 😂 من برمیگردم
کوک: باشه
ا/ت: میشه کیفمو بگیری؟
کوک: بده
کیفمو دادم به جونگکوک رفتم سرویس دستامو شستم و اومد بیرون
هانا: ا/ت
ا/ت: بله
هانا: چیشده با جونگکوک افتادی ما دیگه مهم نیستیم
ا/ت: حواست باشه که کی اول کیو کنار زد
هانا: فکر میکنی خیلی خفنی از منو جونگکوک فاصله بگیر هه حرفات خیلی خنده دار بود منو جونگکوک بدنیا اومدیم باهم باشیم
ا/ت: اون موقع که باهاش بودی نمیخواستیش و الان منه جنس فروخته شده پس گرفته نمیشه
هانا: میشه اینقدر چرت و پرت نگی خودت میدونی چی میگی؟
ا/ت: توهم برو دکتر فکر کنم فهمت خیلی اومده پایین
هانا: تو فکر میکنی کی هستی با من اینجوری حرف میزنی؟
ا/ت: فکر میکنم من الان صاحب کسی هستم که تو اونو نداری خیلی دلت میخوادش ولی اون تورو نمیخواد
هانا: دهنتو ببند
ا/ت: ناراحت شدی با حرفم ببخشید
هانا: ا/ت من نمیزارم شما دوتا باهم باشید ببین کی گفتم جدا میشید
ا/ت: ما مثل اهن رباییم از هم جدا نمیشیم توهم هرچقدر سعی کنی نمیشه
هانا: تو از دل جونگکوک خبر داری؟
ا/ت:شاید
ا/ت چرا داری با بهترین دوستت اینجوری رفتار میکنی سریع برگشتم پیش جونگکوک
بورام: عشقم اومد خوبی چیشده استرس داری اتفاقی افتاده
ا/ت: نه خوبم

چند دقیقه بعد
کنار مینسو و جینسو نشسته بودم
مینسو: ا/ت با هانا مشکلی نداری
ا/ت: نه مثل قبل نیستیم ولی خب مهم نیست
جینسو: دوستتو فروختی به جونگکوک
ا/ت: اول اون منو فروخت به جونگکوک داداش خیلی طولانیه نمیتونم برات توضیح بدم
جینسو: خوددانی به من چه اصلا

چند ساعت بعد
بعد از مهمونی
تقریبا همه رفته بودن فقط منو جونگکوک و خانواده جونگکوک و خانواده هانا اونجا بودیم

بورام
هانا: عزیزم تولدت مبارک
بورام: ممنون
هانا: خیلی خوشگذشت امشب
بورام: ممنون که اومدی
هانا: ولی واقعا من خوشگل تر از اون دختره نیستم
بورام: کدوم؟
هانا: ا/ت
بورام: ا/ت؟ دوست دختر جونگکوک معلومه که نه ا/ت که میدخشه چه با ارایش چه بدون ارایش من بچگیشو دیدم
هانا: منم دوست صمیمیشم میدونم چقدر عمل کرده
بورام: ا/ت معلومه نچراله تو میگی عمل کرده اصلا کرده باشه به تو چه بازم خوشگله
هانا: بدنشم عمله اصلا اگه بره تو اب بالای اب میمونه
بورام: نبینم درباره ا/ت اینجوری میگی دهنتو ببند.
هانا: من دارم بهت کمک میکنم
بورام: لازم نیست به من کمک کنی من به اندازه کافی ا/ت رو میشناسم
هانا: انتخاب خوبی جونگکوک نکرده
بورام: چرا خفه نمیشی...
#فیک
دیدگاه ها (۵۲)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو مایکی پارت اخر

مافیای من

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

سناریو کورو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط