ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کند

ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کند
ما ز هجر رنج می بریم لیلی شکایت می کند
ما زیار حرف  می زنیم مجنون حکایت می کند
 ما ز ظلم درد می کشیم این دل حماقت می کند
  تا به دلبر می رسیم ،  دلبر خیانت می کند
 تا به گل دست می زنیم باغبان صدایت  می کند
 ما به یار گل می دهیم نامرد رهایت می کند
ما به او عشق می نهیم با درد رهایت می کند
ما ز عشق حرف می زنیم این دل رعایت می کند
ما ز عدل دم می زنیم چپ چپ نگاهت می کند
ما ز حق دور می شویم خالق هدایت می کند
تا گرفتار می شویم بی شک حمایت می کند
دیدگاه ها (۲)

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

حماسی

ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کندما ز هجر رنج می بریم ل...

ما ز چاه آب می خوریم دریا حسادت می کند ما ز هجر رنج می بریم ...

نترس علاقه!بخدا دوست داشتن در خیابان خوب استبوسه زیباترین ات...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

...جان آرمیده می‌شود از اضطراب عشقاین رشته را دراز کند پیچ و...

هیچ کس کاش نباشد نگهش بر راهیجشم بر در بود و دلبر او دیر کند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط