بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
پس ناگهان همه آن علل و آثارشان برای او بیاثر میگردد، همین طور است اگر همه شرایط و محیط فاسد باشد، اما حلقه آخر که اختیار و اراده است، مخالف فساد باشد.
احکام :
احکام نیز چه واجبات و چه محرمات فقط یک اصل و فصل ظاهری ندارند و بالتبع یک اثر نیز ندارند. به عنوان مثال :
یک)- احکام برای کسی است که مکلف شده است. پس کودکان مکلف نیستند. پس این طور نیست که اگر به کودکی لقمه حرامی بخورانند، الزاماً و اجباراً در او تأثیر منفی بگذارد.
دو)-لقمه حرام، همان کسب حرام است و کودکی که سر سفره پدر نشسته که کسب حرام ندارد.
سه)- اثر لقمه حرام، اثر روحی و نفسی آن است و نه اثر وضعی لقمه. یعنی وضعیت فیزیکی یک تکه نان یا گوشت حرام، مثل وضعیت نان و گوشتی نیست که آن را به سمّی آلوده کرده باشند، وگرنه تا کسی می خورد، مسموم میشد. بلکه هر چیزی باطنی، یا به تعبیری روحی و ملکوتی دارد و بالتبع آثار روحی دارد که با آثار فیزیکی متفاوت است و بروز اثرش نیز در روح است. پس اگر فرمود: مال یتیمی که در شکمها میریزند، همان زقوم و آتشی است که روزی ظاهر میشود، بطن آن لقمه است، نه ظاهرش پول، مسکن، خوراک، پوشاک و ....
از این رو، لقمه حلال و حرام نیز فقط آن چیزی نیست که انسان به دهان می گذارد، میجود و فرو میبرد، بلکه ورودیهای حرام به چشم و گوش نیز لقمه حرام هستند.
چهار) -وضعیت و احکام مضطر در حال اضطرار همیشه متفاوت است. روزه واجب است و بر بیمار حرام - پس اگر بیماری که روزه برای او ضرر دارد، به امر خدا روزه نگیرد، عین عبادت است و اگر بگیرد، عین نافرمانی است. گوشت خوک مطلقاً حرام است، حالا اگر جان کسی در خطر باشد، اجازه دارد به حد نجات جانش بخورد.
سؤال: فرض کنید البته فرضی است که واقعیت بیرونی دارد، مسلمان مؤمن و بیگناهی، در امریکا، اروپا، اسرائیل و ... به زندانهای محلی و یا امثال گوانتانامو برده شده است. بدیهی است که بودجه این زندان ها، همه از اندوختههای ظالمانه فراهم شده و پشتوانهاش چیزی جز حق یا حتی خون مردم بیگناه نمی باشد، حال آیا وعده های خوراکی که به زندانی می دهند، برای او نیز لقمه حرام است؟!پس احکام نیز شرایط و ویژگیهای خودش را دارد.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
پس ناگهان همه آن علل و آثارشان برای او بیاثر میگردد، همین طور است اگر همه شرایط و محیط فاسد باشد، اما حلقه آخر که اختیار و اراده است، مخالف فساد باشد.
احکام :
احکام نیز چه واجبات و چه محرمات فقط یک اصل و فصل ظاهری ندارند و بالتبع یک اثر نیز ندارند. به عنوان مثال :
یک)- احکام برای کسی است که مکلف شده است. پس کودکان مکلف نیستند. پس این طور نیست که اگر به کودکی لقمه حرامی بخورانند، الزاماً و اجباراً در او تأثیر منفی بگذارد.
دو)-لقمه حرام، همان کسب حرام است و کودکی که سر سفره پدر نشسته که کسب حرام ندارد.
سه)- اثر لقمه حرام، اثر روحی و نفسی آن است و نه اثر وضعی لقمه. یعنی وضعیت فیزیکی یک تکه نان یا گوشت حرام، مثل وضعیت نان و گوشتی نیست که آن را به سمّی آلوده کرده باشند، وگرنه تا کسی می خورد، مسموم میشد. بلکه هر چیزی باطنی، یا به تعبیری روحی و ملکوتی دارد و بالتبع آثار روحی دارد که با آثار فیزیکی متفاوت است و بروز اثرش نیز در روح است. پس اگر فرمود: مال یتیمی که در شکمها میریزند، همان زقوم و آتشی است که روزی ظاهر میشود، بطن آن لقمه است، نه ظاهرش پول، مسکن، خوراک، پوشاک و ....
از این رو، لقمه حلال و حرام نیز فقط آن چیزی نیست که انسان به دهان می گذارد، میجود و فرو میبرد، بلکه ورودیهای حرام به چشم و گوش نیز لقمه حرام هستند.
چهار) -وضعیت و احکام مضطر در حال اضطرار همیشه متفاوت است. روزه واجب است و بر بیمار حرام - پس اگر بیماری که روزه برای او ضرر دارد، به امر خدا روزه نگیرد، عین عبادت است و اگر بگیرد، عین نافرمانی است. گوشت خوک مطلقاً حرام است، حالا اگر جان کسی در خطر باشد، اجازه دارد به حد نجات جانش بخورد.
سؤال: فرض کنید البته فرضی است که واقعیت بیرونی دارد، مسلمان مؤمن و بیگناهی، در امریکا، اروپا، اسرائیل و ... به زندانهای محلی و یا امثال گوانتانامو برده شده است. بدیهی است که بودجه این زندان ها، همه از اندوختههای ظالمانه فراهم شده و پشتوانهاش چیزی جز حق یا حتی خون مردم بیگناه نمی باشد، حال آیا وعده های خوراکی که به زندانی می دهند، برای او نیز لقمه حرام است؟!پس احکام نیز شرایط و ویژگیهای خودش را دارد.(پایان)
- ۱۲۲
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط