{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یک پلک تـو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را

به یک پلک تـو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را

بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌ نفس پُر کن بــه هـم نگذار لب‌ها را

به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را

دلیلِ دل‌خوشـی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟... نمی‌فهمم سبب‌ها را

بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد مــی‌گیرم زبان با ادب‌ها را

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هــر قدم یک دم نگاهــی کن عقب‌ها را

نجمه زارع
دیدگاه ها (۳)

روسری را پس بزن تا شورشِ بادت شوم شهر را درهم بریزم شورِ فر...

...

من دلم تنگ شده ،فاجعه را میفهمی ؟! عمق دلتنگی و این حال مرا ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

به یک پلک تو می‌بخشم ، تمام روز و شب‌ها را ،که تسکین می‌دهد ...

.به یک پلک تو می‌ بخشم تمام روز و شب‌ ها راکه تسکین می‌ دهد ...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تـو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشم...

عاشقانه

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط