{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عفو و گذشت در سیره شهید حمید باکری

عفو و گذشت در سیره شهید حمید باکری

بعد از شهادت حمید رفته بودیم منطقه. آقای صارمی از اولین دیدارش با حمید می گفت.

می گفت: حامل پیغامی از آقا مهدی به حمید بودم. تا آن موقع هم ندیده بودمش. رسیدم به خط ساموپا. جوانی لاغر اندام کنار سنگر نشسته بود. توی خودش بود. سراغ حمید باکری را گرفتم. با سستی خاصی گفت: برادر چه کارش داری؟

گفتم: برو بابا! با تو کاری ندارم.

رفتم داخل سنگر که یکی گفت: حمید آقا! بی سیم شما را می خواهد و رفت سمت همان جوان لاغر اندام.

رفتم پیشش و پیغام را دادم و عذرخواهی کردم و گفتم: ببخشید اگر نشناختم تان.

تبسمی کرد و با همان لحن خسته اش گفت: عیبی ندارد برادر جان! برو به سلامت.

امروز به نیابت از شهید حمید باکری یک کار خیر انجام بدیم و دیگران رو هم به این کار خیر دعوت کنیم حتی با یک صلوات

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کتاب نیمه پنهان ماه، جلد سوم، حمید باکری به روایت همسر شهید

منبع : سایت برش ها
دیدگاه ها (۰)

شما صدای رهبر شهید ، امام سید علی خامنه‌ای رو می‌شنوید ، سخن...

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

حتماً پیشنهاد می‌کنم این کلیپ رو تماشا کنید؛ واقعاً یکی از ق...

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

📍 رئیس مجلس انتصاب سرلشکر عبداللهی را به ریاست ستادکل نیروها...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

🔻شهیده مهسا طاهری اگه حجاب نداشت، ترند رسانه‌ها بودمهسا طاهر...

سلام قابل توجه بعضیا که حضرات ائمه ی معصومین (علیه السلام) ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط