سناریو از اسکیز

وقتی عضو نهمی و مریض میشی


بنگچان:این پیر مرد خسته تر از اون بود که ازت مراقبت کنه ولی بازم تمام تلاششو میکرد و زمان هایی که به خاطر تب توی خواب هزیون میگفتی دستت رو میگرفت و تمام تلاشش رو میکرد که تورو خوب کنه(منظورم اینه درمانش کنه فکر بد نکنیدا)


لینو:تو و این برادر دعوا کرده بودید سر اینکه تو زیادی با هان لاس زده بودید.......ولی وقتی لینو دید که مریض شدی نتونست طاقت بیاره و اومد توی اتاقت و دید داری کابوس میبینی و با سرعت به سمتت اومد و تو رو با زحمت بیدار کرد و بهت دارو داد و یه دستمال خیس گذاشت روی پیشونیت


چانگبین:این داداش دلیل مریضی تو بود چون هم اتاقی بودید و ایشون مریض بود و رعایت نمیکرد و باعث مریضی ی تو شده بود ولی الان پشیمون بود و داشت تلاش میکرد از دلت در بیاره چون تو چند بار گفته بودی که رعایت کنه و اون پشت گوش انداخت


هیونجین:تو و هیونجین قایمکی عاشق هم بودید ولی به هم دیگه اعتراف نکرده بودید .....توی زمان مریضی تو رفته بودید به تور آمریکا و از قضا هم اتاقی بودید .........تو نصف شب از درد و تب بالا هزیون میگفتی و ناله میکردی و ناله هات باعث شد هیون بیدار بشه و وقتی تورو توی این حالت دید سریع رفت و دارو اورد با یه حوله ی خیس ، دارو هارو بهت داد و بعد حوله رو روی پیشونیت گذاشت.....کمی که ناله هات اروم تر شد با یه لبخند محو بوسه ای روی لبت زد که باعث شد تو هوشیار بشی و دستتو دور گردنش حلقه کنی و اون دوباره بوسه رو شروع کنه........ و خلاصه جونم برات بگه به همین دلیل هیون جان مریض شد😅😅😅(چه قدر طولانی شد)


هان:این برادر به خاطر اینکه تو به خاطر مریضی رنگت پریده بود میترسید که بیاد و تورو ببینه و همشه به لینو میگفت:ببین هیونگ تو برو و ببینش،از طرف منم حالش رو بپرس حالا لینو چی میگفت؟:بیا برو سنجاب کوچولوی ترسو(و یه دونه میزد پس کله اش)


فیلیکس:این داداشمون خواست یه کم سکسی طور و جنتلمن باشه برای همین وقتی چان گفت باید براش غذا بگیریم فیلیکس گفت خودش درست میکنه و رفت توی اشپز خونه ......اما؟؟......این داداش به جز برونی تاخالا چیز دیگه ای درست نکرده بود و وقتی تو اومدی پایین تا اب بخوری دیدی خیلی پریشون روی زمینه و عصبیه و بعد میپرسی چی شده و خلاصه خودت یمری بهش یاد میدی چه جوری سوپ درست بکنه


سونگمین:این داداش باهات قهر بود چون تو و جونگین به انبار مخفی خوراکی هاش دستبرد زدید ..............وقتی چان گفت که مریض شدی گفت:حقشه ........تا باشه خوراکی هامو نخوری..........ایشاله این جونگین هم مثل تو مریض بشه.............حالا ما قیافه ی معروف 😕😕 این مدلی جونگین را داریم.


ای.ان:این داداش نمیدونست چیکار بکنه برای همین از چان پرسید و چان هم بهش یاد داد چه جوری تب تورو پایین بیاره و وقتی جونگین داشت این کارو میکرد بالا سرتون وایساده بود و یکهو اون رگ پدر گونه اش گل کرد وو گوشیش رو در اورد و ازتون عکس گرفت و گفت:جونگین کوچولومون دیگه بزرگ شده🫠🫠🥲🥲


پایان
چه طور بود؟
نظر بدید
میسی
بوچ
بای
دیدگاه ها (۲۰)

تک پارت بنگچان وقتی مریضی تو خیلی خلیی تب داشتی و بدنت داغ ک...

intertwined fate of two enemies-part 22

وقتی میریم کنسرت و غش میکنیمچان : وایییی یعنی انقدر دوستم دا...

سناریو استری کیدز وقتی

《عضو نهمی و دوست دختر چان...》امروز کنسرت داشتید اما با این ف...

آپدیت اینستاگرام @.beinsportsasiaچان: دیدن همه‌ی این راننده‌...

وقتی....( درخواستی)

آپدیت توییتر ژاپنی اسکیز با سوال و جواب همراه با چانگبیناستی...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

رمان بدون منپارت ۲رزی رمز گوشیه دوست پسرش و چند روز بود که ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط