جنگ در زندگی پارت ۳

رونا بی خبر از بقیه اودیشن داده بود و قبول شده بود
یونهی : رونا تو باهوشی و با استعداد چرا میخای بری به این مدرسه
رونا : مامان اما من میخام خواننده اوپرا بشم
یونهی : تو میخای خواننده بشی ولی تو نمیتونی بخونی
رونا : من میتونم بخونم من صدام خوبه
یونهی همه نوتای رونا رو پاره میکنه
نامجون از پیش اعضا برمیگرده خونه
نامجون: چیشده صداتون تا بیرون خونه میاد
رونا : اوپا من میخام برم به مدرسه هنری چونگاه اما مامان اجازه نمیده
نامجون : مامان رونا آروم باشید الان هر دوتاتون عصبانی اید بیاید فردا راجبش حرف میزنیم
یونهی بعد چند روز از محل کارش استعفا میده و تو شرکت جوا دانته شروع به کار میکنه تو این راه دستیار جو دانته و بهترین دوست شیم سوریون میشه
سوریون شک کرده بود که جو دانته داره بهش خیانت میکنه
یه روز که سوریون به خونه برمیگرده جو دانته رو میبینه که با همسر شریکش چئون سو جین داره بهش خیانت میکنه همه این اتفاقات قبل مرگ سولا افتاد
زمان حال
سوریون: بچه من سولا من مرده
مرد ناشناس: بهت گفته بودم که باید باهامون همکاری کنی
سوریون: خفه شو دیگه چه فایده داره که زنده بمونم دیگه برام هیچی مهم نیس بچه بیچاره من بخاطر اون عوضی(جو دانته ) مرد
دیدگاه ها (۰)

جدایی

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

P20جیمین مشغول هم‌زدن سوپ بود،جینا امروز برای ناهار میومد خو...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۷جک با دیدن درب نیم...

داستان سریال کره ای ژانر ترسناک و ۱۸ penthous

p2

(p2)_________ا.ت ویو:پدر صگ این آلارم...ایششش...وایسا ساعت چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط