{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!!

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!!

مصاحبه گر :

ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين

رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد ازش پرسيدم اين

لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي

براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط ميشه

برادر يه حرف بهتري بگو با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه

افتاده. از خاطرات يک رزمنده
دیدگاه ها (۱)

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

🔺️ اونی که این عکس رو گرفته تعریف میکرد که: ترکش خمپاره پیشو...

🌹 #یاد_یاران_عزیز_جبهه‌ها😂 #طنز_جبهه🔸 ترکش خمپاره پیشونیش ...

ترکش خمپاره سینه‌اش رُو چاک داده بودو روی زمین افتاد و زمزمه...

✅مومن همیشه خنده روست ...

لحظات غروب خورشید بسیار غمبار بود.روی بلندی رفتم و با دوربین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط