{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! 

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! 
مصاحبه گر :
 
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین

رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این

لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از مردم کشورم میخوام وقتی

برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه

برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت..اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه

افتاده.  از خاطرات یک رزمنده
دیدگاه ها (۴)

My lovely neighbor part : ۷۳

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

🔺️ اونی که این عکس رو گرفته تعریف میکرد که: ترکش خمپاره پیشو...

🌹 #یاد_یاران_عزیز_جبهه‌ها😂 #طنز_جبهه🔸 ترکش خمپاره پیشونیش ...

ترکش خمپاره سینه‌اش رُو چاک داده بودو روی زمین افتاد و زمزمه...

✅مومن همیشه خنده روست ...

ریالیتی شو

چندپارتی` ماه من`

سلام و شب بخیر بریم سراغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط