{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! 

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! 
مصاحبه گر :
 
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین

رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این

لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از مردم کشورم میخوام وقتی

برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه

برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت..اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه

افتاده.  از خاطرات یک رزمنده
دیدگاه ها (۴)

جوانمردی ...آخر مسابقه بوده و دونده اسپانیایی می بینه که دون...

خدای من بزرگتر از دشمنی شماست. شاید من ضعیف تر از تو باشمولی...

چقد طول میکشه تا این فقر تموم شه بابا ؟ * چهل روز پسرم *  یع...

چرا باید پول تعیین کند برف نعمت است یا عذاب؟!

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش...

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود ازش پرسیدم: چه حرفی برای...

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم :چه حرفی برای ...

ماجرای عکس:ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم :چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط