{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!!

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!!

مصاحبه گر :

ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين
رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد,ازش پرسيدم: اين
لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري??

با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي
براي خط (مقدم جبهه)کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن!!
گفتم :داره ضبط ميشه!

برادر يه حرف بهتري بگو

با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه
افتاده.

از خاطرات يک رزمنده
دیدگاه ها (۶)

سلام صبح همه ویسگونی ها بخیر و شادیاین گلها هم تقدیم میکنم ب...

قشنگه؟؟؟؟؟

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعي يک رزمنده ايراني تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش...

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!! مصاحبه گر : ترکش خ...

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود ازش پرسیدم: چه حرفی برای...

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم: چه حرفی برای ...

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بودازش پرسیدم :چه حرفی برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط