{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بی تفاوت زندگی کردیم

ما بی تفاوت زندگی کردیم
این زندگی کردن خودش جنگه
ماکوه بودیم روبروی هم
خاطرمون از هم ی مشت سنگه
از اون همه احساس بین ما
حسی ب جز عادت نمیمونه
ماداغ بودیمو نفهمیدیم
چیزی از این حالت نمیمونه
دیدگاه ها (۱)

تو این اتاق تنگ و دلگیرم تا باقی عمرم ی جور سر شه من از خودم...

میخندمو دردامو میشمارم تلخه ولی شاید دلم واشه

وقتی برای غصه هام جا نیست دیوارو هول میدم غمام جاشه

adel

بچه ها ی سناریو چصی نوشتم اما نمیدونم پستش کنم یا نه چون نمی...

پارت ۵۸

نومیدی

🔸حدادعادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که باید...

بچه ها مربوط به پست قبل یادم رفت توضیح بدم درباره ی سه تای ا...

○ مستند لیسا همچنین از محدودیت‌های شدید وای‌جی برای اعضای بل...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

★彡   Part 49 彡★ من اینطوری نبودم.هیچ وقت، انقدر که الان هستم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط