❤ ️هیچکس نمی تواند کسی را که تا ته تنهایی رفته است ، بترس

❤ ️هیچکس نمی تواند کسی را که تا ته تنهایی رفته است ، بترساند.
همه ترس ها از تنها شدن است ،همه ترس ها از تنها ماندن است ،آدم ها از ترس تنهایی ست که تن می دهند به هر خفت و خواری به هر قصه و غصه.

اما در انتهایی تنهایی شجاعتی ست که تنها،تنهایان آن را به دست می آورند.
در نهایت تنهایی، جماعتی ایستاده اند که تو را انتظار می کشند ،جمعیتی از خودت که تو را به پیشواز می آیند و به تو خوشامد می گویند، ورودت را به جهانی با هزاران مردمان که هر کدام برایت از جان خبری می آورند و از دل پیامی.

روزی که خویش را یافتی دیگر هرگز تنها نخواهی ماند و از آن پس کیست که تو را بترساند از تنهایی، که تو مجموع ترین مردمانی.

عرفان نظرآهاری
دیدگاه ها (۱)

تو مجموع ترین مردمانی ...هیچکس نمی تواند کسی را که تا ته تنه...

ترجمه‌ی شعرهایی از چیا هلگورد

در آینده دختری خواهم داشت شبیه تو،سرسخت،جنگجو،صلح طلب.مهربان...

عکس متحرک خیلی قشنگهچه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن ...

چه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن میشود این دل ، بر ای...

ایرانیان خردمند

پارت5”تیدا زاده نور یا تاریکی”

فرشته ساری شاعر تهرانی

بررسی شعر (خوزستان) از «حسین صفا» از قطعه (خوزستان) با صدای ...

سینا ستوده شاعر زاهدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط