{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیلی، زیر درخت انار

لیلی، زیر درخت انار



لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.
مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
دیدگاه ها (۱)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت هفدهم

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : ششم » بعد همه سوار ون ها شدن و راه ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک : بین راندها

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط