💕وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی

💕وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی
درواژه های شعر من گویی که طوفان می کنی

شاعرترینت می شوم همسایه ی احساس تو
درسایه ساری از غزل دل را تومهمان می کنی

من برده ام قلب تورا  دراین قمار زندگی
بازنده ی چشم توام  وقتی نمایان می کنی

پل می زنی روح مرا  تاساحل چشمان خود
جایی که حتی عشق را سر در گریبان می کنی

حرفی ندارم نازنین  خود کرده راتدبیر نیست
اما....دلم رابرده ای  وباز کتمان می کنی؟ !!!

چیزی نمی ماند به جا ؛ از شاعر بارانیت
وقتی که روح عشق را اینگونه عریان می کنی 🌼🌸
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

نازنین شیوه ی تو شیوه ی طنازی نیستبکشی ،زنده کنی ،قاعده ی ب...

نازنین شیوه ی تو شیوه ی طنازی  نیستبکشی ، زنده کنی ، قاعده  ...

نازنین شیوه ی تو شیوه ی طنازی  نیستبکشی ، زنده کنی ، قاعده  ...

گاهی وقتا فنجون قهوه با وجود همه ی حبه قندهاش برات تلخ میشهگ...

.گاهی وقتا دلت برای لحظه لحظه هایی که گذشت تنگ میشه...گاهی و...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

باز سرفه هایم شروع شد حرفهای ناگفته خودرابه همراه سرفه فرودا...

تقدیر یک دروغ غم انگیز محض بوداز ابتدا، سلام نکرده دلی شکست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط