وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی
درواژه های شعر من گویی که طوفان می کنی

شاعرترینت می شوم همسایه ی احساس تو
درسایه ساری از غزل دل را تومهمان می کنی

من برده ام قلب تورا  دراین قمار زندگی
بازنده ی چشم توام  وقتی نمایان می کنی

پل می زنی روح مرا  تاساحل چشمان خود
جایی که حتی عشق را سر در گریبان می کنی

حرفی ندارم نازنین  خود کرده راتدبیر نیست
اما....دلم رابرده ای  وباز کتمان می کنی؟ !!!

چیزی نمی ماند به جا ؛ از شاعر بارانیت
وقتی که روح عشق را اینگونه عریان می کنی..🦋🦋

شبت بخیرونیکی بند دلم✨❤🌹

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

با همه ی شعر و غزل خوانی امگنگ ترین واژه ی عرفانی امگوی مرا ...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

ای جان من خسته درمانده فدایتمن منتظرم بشنوم از دور صدایت شای...

💕وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گو...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط