نامت ، رازی است

نامت ، رازی است
که سنگ را به نسیم و
نسیم را به توفان بدل می‌­کند
و آتش در گلستان ابراهیم می‌­افکند ؛
مرا زَهره‌­ی آن نیست
که نامت را به زبان آرم
در تو می­‌نگرم و
می‌­میرم.....

#حسین_منزوی

🌀آرامش_♓
دیدگاه ها (۴)

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

مرضیه جانم🌸کنارِ تو، انگار جهاناز تمامِ هیاهویش دست می‌کشد؛ز...

شعر سعدی.....

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

### پارت سوم: حصار شیشه و آتشنگاه آرم لحظه‌ای روی صورت آرتمی...

ویولن، سازِ زمزمه‌هایِ روح است. سازی که نه فقط با سیم‌ها، که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط