{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوایِ داغ ِ بندر کُش

هوایِ داغ ِ بندر کُش
دوباره رقص پارو ها
به لَنگر می کِشَم دندان !
کِنار لَنج و جاشو ها
کِنار دست ِ این شاعر
به قصد دلبری بنشین
من و تو؛ تووی لنگرگاه
بدون ِ روسری بنشین
کلاغ قصه سَر در گُم
دوباره اول ِ دفتر
دو تا انسانِ معمولی
تو از تهران ، من از بندر
جنوبِ داغ ِ من، با تو
شمال ِ خوبِ تو، با من
دو تا سگ بسته ای،وحشی
به چشمانت بگو لطفا"! حضورت گوشه ی بیداد
روایت های تصویری
به دست فتنه می افتم
در آغوشم که می گیری
چه حالی می کُنم وقتی
پُر از آشوب و بیدادی
به ویران کَردَنَم بنشین
چقدر ای عشق، خردادی !
دروغ ِ مَرد ِ شاعر را
تو باید خوب بشناسی تنت،جمهوریِ مطلق
لبت،اصلِ دموکراسی
سیاسی می شَوم این بار
به استبداد،بدبینم
بدونِ طرح ِ توجیهی
تو را اینطور می بینم
تَب ِ دیکتاتوری داری
خود ِ پینوشه در شیلی
دلیل ِ اتفاقات ِ
شروع ِ جنگ ِ تحمیلی
مخالف بودنم،حتمی ست
به نوعی،بنده،چپ/کوکم
من از این بندر ِ آرام
به تهران ِ تو، مشکوکم
تو حزب الله لبنانی
وَ چشمان ِ تو بیروت ست
تمام پاچه گیری ها
به سگ های تو مربوط ست!
به ثبت ِ رسمی ِ محضر
تو قطعا"،معتبر هستی
فلسطین تو خواهم شد اگر،اشغالگر هستی!
تو مثل فتح ِ خرمشهر
به دست ِ بوسه ای پنهان
تویی خوشحالی ِ بعد از
شکست ِ حصر ِ آبادان
هوایِ داغ ِ بندر کُش
تو با من، تووی لنگرگاه
شروع ِ فتنه ای تازه
از آغوش ِ تو،
بسم الله
دیدگاه ها (۱)

قرینه است ،این درخت ُ آن درخت ،بر آبی بی انتهای بالاتر !تنها...

من با تو چقدر ساده رفتم بر بادتو نام مرا چه زود بردی از یاد ...

هر روز صبحبند کفشهایت را که می‌بندیبند دلم پاره می شودو تا ش...

سفرهای تنهایی همیشه بهترندکنارِ یک غریبه می‌‌نشینی قهوه ات ر...

سناریو جونگکوک

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

از حرکت تهیونگ سمت سینک خنده‌م گرفت و آستین تیشرتش رو کشیدم:...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط