{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:42

Part:42

دوستان چون دیر شرایط رو می‌رسونید من دیر به دیر اینترنت میریزم اگه زود تر شرایط رو برسونید من زود تر پارت رو میزارم و باز هم قسمت های حساس داریم
ممنون از حمایت هاتون💕


ویو ات:
ماشین رو تکون دادم اما سرجای خودش موند با تعجب سرمو چرخوندم سمت شیشه پشت ماشین که دیدیم سوهو از finch برای نگه داشتن ماشینم استفاده کرده

سوهو:(روبه راننده جرثقیل) حالا دیگه میتونی از قلاب استفاده کنی

راننده جرثقیل سریع سوار میشه و قلابش رو میندازه لبه ی ماشین ات

راننده جرثقیل:۳،۲،۱ میگیم شروع کن به گاز دادن
ـ۳
ـ۲
ـ۱
و سو هو شروع کرد به گاز دادن و ماشین ات رو کم کم عقب کشیدن وات نفس عمیق کشید و چشماش رو بست و نامجون سریع در سمت ات رو باز کرد و ات هم چشماش رو باز کرد و به نامجون خیره شده بود که چشماش خیس بودو ات هم از ماشین بیرون اومد با لبخند به نامجون نگاه کرد

ات:یااا مگه بچه شدی گریه میکنی من که نمردم(تک خنده)

نامجون ات رو بغل کرد

نامجون:تو بچه شدی که داشتی خودتو به کشتن میدادی(اشک)

ات درحال قهقهه زدن و نامجون از بغل ات میاد بیرون

نامجون :دختره ی دیونه

همه :حالت خوبه(نگران)

ات: معلومه که حالم خوبه

یه چرخ زد

ات مایک رو دید و رفت سمتش

ات:آ راستش معذرت میخوام فردا ماشینت رو میبرم تعمیرگاه
مایک :فدای سرت مهم اینکه سالم بمونی
سوهو: واقعا دیونه شدی کیم ات (عصبی و میاد سمت)

که هه یو میاد یقه سوهو رو میگیره وات هم بدو میاد سمتشون و جداشون می‌کنه

ات:بسه دیگه ... خسته شدم از دستتون
هه یو:ولی ات
ات:ولی نداره ... (روبه سوهو ) واقعاً خیلی ممنونم که نجاتم دادی اما این اشتباهت رو لاپوشونی نمیکنه ... آخه چرا ... چرا
سوهو: مگه من برات مهمم
ات: بس کن سوهو
سوهو:چیو بس کنم تو ... تو حتی متوجه احساساساتم به خودت نمیشی

ات متوجه احساسات سوهو به خودش شده بود ولی زیاد اهمیت نمیداد نفس عمیق می‌کشه و ....

لایک۱۴
کامنت۱۶
دیدگاه ها (۳۰)

Last leaves/رمان جیمین

چندپارتی یونگی (درخواستی)

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۱ روز سوم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز ...

پارت ۱۹۵

چند پارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط