{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت
که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید

بیا که با تو بگویم غم ملالت دل
چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنید
دیدگاه ها (۱)

شدہ ام دور ز آ غوش تو امشب یارمچہ ڪنم از غم مهجورے تو بیدارم...

لمس دستان گرمت ، همچنان یک آرزوستخانه ی این دل خراب و بند بر...

شده در قلب کسی، جلوه ی مهتاب شوی ؟*شده بر تشنه لبی، چکه کنی،...

عجب امشب هوای تو گرفته خواب از چشممشبیه قصه، لالایی برایت یک...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

عاشقانه های شبنم

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ از گشت چرخ کار به سامان نیافتم وز دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط