{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنجِ تنهایی جاییست که هیچ چیز و هیچ کس قواره اش با آن جور

کنجِ تنهایی جاییست که هیچ چیز و هیچ کس قواره اش با آن جور در نمی آید... همان گوشه ی دلگیر که همیشه یک "منِ" پنهانِ  ما حوالیِ نیمه های شب ,غوطه ور در تاریکی، زانو هایش را بغل کرده و ناله هایش را نفس میکشد، اشتباهاتش را میجَوَد، آرزو هایش را هضم میکند و حسرت هایش را زندگی میکند.
کاسه ی صبرش که لبریز شد چنگ میزند به حنجره ات و فریاد میکشد از این تنهایی.
درست همان مَنی که هر روز سر میبریَش که نکند دست بیندازد به گلویت و خودش را بیرون بکشد تا صدای زجه اش را کسِ دیگری هم بشنود و باز هم حوالیِ همان ساعت های شب جان میگیرد و کماکان برای جان کندن هایت اشک های نریخته ات را میگریَد
"مَنی" که جز همان "کُنج" کسی رویش را ندیده است

پ.ن:چقد فرق داره آدم اون کنج با آدم بیرون ....
چقد فرق داره چیزایی ک گاهی تو ذهنش میاد با چیزایی ک بقیه ازش میشنون ..
چقد متفاوته با تصوری ک آدمای دیگه ازش دارن ..
دیدگاه ها (۷)

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

dark life = 38

دلبر رئیس

پارت دوم._*بیگناهان*_

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

گاهی خودت را ...از چشم ادمهای دوست داشتنی زندگی ات پنهان کن....

گاهی خودت را از چشم آدم های دوست داشتنی ات پنهان کن همان ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط