{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌مى‌خواستم براى‌تان "يار" باشم!... حالا اما "عار" شده ام!

‌مى‌خواستم براى‌تان "يار" باشم!... حالا اما "عار" شده ام!... كوچك‌تر از حالا كه بودم، مى‌خواستم "سرباز" باشم! از آن روزها، خيلى نگذشته است و من، "سربار" شده ام!... خودت بگو چه كار كنم، آقا!؟... جز تكيه‌گاه پدرانه‌ى شما، جايى ندارم!... جز آستانه‌ى پُر مِهرتان، پناهى ندارم!... بر خانه‌ات، دخيل مى‌بندم و "التماس" مى‌كنم! چون حناى تو پيش خدا رنگ ديگرى دارد و "دعا" به لطف او با دستان مهربان تو اجابت مى شود!... سلام بر دوازدهمين نگار!...
صبح جمعه ی زيبايت به خير!..۰
خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد

هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد

خدا کند که گزارت فتد به منظر چشمم

که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد... " اللهم عجّل لولیک الفرج"
دیدگاه ها (۷)

سایه های ممنوعه پارت 2جونگ‌کوک، که از همان لحظه اول به مایا ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

دعای انجام گناه

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

سناریو تهیونگ

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط