Fate is predetermined.

part:31


-:برو تو ماشین
:تو میشین میخوابیم؟

جونگکوک خنده بلندی کرد و بعد خیلی جدی شد "میخوابیم؟ نه پاریسین میخوابی، نمیخوام تا صبح با سوالات مغزم منفجر شه"

:چقد ادم لوسی هستی، اصلا بهتر راحت نخوابم کسی نیست هی غر بزنه
-:غر بزنه؟ من غر غرو ام؟
:نخیر پس منم؟
-:او نه پاریسین شما وراجی، صفت خودتو فراموش نکن

الیزا چشم غره ای رفت و سرش رو چرخوند و رفت به سمت ماشین و موهاش که دم اسبی بسه شده بودن با شدت خورد تو صورت جونگکوک(امیدوارم متوجه منظورم شده باشین)


الیزا نشست تو ماشین و پنجره رو اندازه ۵ سانت پایین داد
جونگکوک هم در ماشین رو قفل کرد و خواست بره که

الیزا : چرا در قفل کردی نفهم مگه فراری گیر اوردی
-:اگر یکم فکر کنی میفهمی فراری هستی

الیزا چند لحظه ای مکث کرد و بعد که دید حرف جونگکوک منطقی به نظر میرسه به صندلی تکیه داد و چشم هاش رو بست

_______________


الیزا با تابش نور افتاب به چشم هاش بیدار شد و چشم هاش رو مالید تا دیدش بهتر بشه

:عه، کی راه افتادیم؟
-:یه ۵ دقیقه ایه
:میریم عمارت؟
-:ایده بهتری داری؟

الیزا نگاهی به بیرون انداخت و نا امیدانه لب زد " نه"

تقریبا ۳۰ دقیقه ای توی راه بودن و جونگکوک ماشین رو متوقف کرد

الیزا: این....
جونگکوک: کافه


الیزا ‌از دست این رفتار های جونگکوک کفری شده بود و نفسش رو صدا دار بیرون داد و از ماشین پیاده شد

وارد کافه زیبا و بزرگی شدن، کاشی هایی به رنگ سبز‌‌‌‌ابی و سفید بود و محیط کافه پر بود از گل و درختچه هلی کوچیک که بوی خیلی خوبی رو انتقال میدادن

میزی رو انتخواب کردن و سفارش هاشون رو دادن
دیدگاه ها (۸)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

چند پارتی

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_22 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄حس ...

درخواستی

debt (part 4)

ترکم نکن

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

dark life = 33

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای ضبط‌شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط