بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
فرض کنیم که تمام مثالهای مطروحه در سؤال درست باشد؛ آیا می توان نتیجه گرفت که اول و آخر دینداری همین است که مسئولین با اتوبوس بروند؟! -یعنی ممکن نیست که یک مسئول بیدینی، با اتوبوس رفت و آمد نماید؟یا اگر چنین کرد، او آخر دینداران است، اگر چه کافر باشد، یا از روی نفاق چنین کند؟! مگر در حکومت های ضد دین و یا غاصب، مسئولین ساده زیست وجود نداشتهاند؟!
د)- این سخن تحریف معنا، مفهوم و مقصود دین از یک سو و ترویج یک نگاه کاملاً سطحی و مادی به دین از سوی دیگر است.
اگر چنین باشد که کمونیست های ملحد، از همه دیندارتر بودند.
ﻫ )- اول و آخر دینداری،همان معرفت، ایمان،اطاعت وعبادت پروردگار عالم، الله جلّ جلاله میباشد ومصداق آن نیزمنحصر به اتوبوس سواری مسئولین نمیباشد.
تمامی پیامبران الهی علیهم السلام برای همین معرفة الله و عبادت الله و نفی شرک و بت پرستی و بندگی طواغیت و فراعنه و یا بندگی هوای نفس بشری آمدهاند.امام حسین علیهالسلام نیز در همین راه به شهادت رسیدند.
ز)- البته انحرافات و تخلفات مسئولین، به ویژه در تکبر، خود بزرگ بینی، منفعت طلبی، کنار گذاشتن ساده زیستی، تعقیب امیال نفسانی خودشان و یا دیگران از داخلی و خارجی و ...، نشان از غفلت و بی تقوایی آنها دارد و زیان های جبران ناپذیری به کشور و مردم و نظام وارد میکند، اما مردم نباید نقش خودشان را در انتخاب وقدرت بخشیدن به اینها نادیده بگیرند.
خوارج، خود خطا کردند، وقتی با نتایجش مواجه شدند، حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را متهم کردند و گفتند: باید بیایی مسجد و بر منبر روی و اذعان کنی که خطا کردی و استغفار نمایی. لذا باید دقت و مراقبت نماییم که دینداری ما نیز از نوع دینداری خوارج نگردد.بصیرت - بصیرت و بصیرت.
نتیجه : پس، در اصل این که علم، ایمان، تقوا، تعهد، ساده زیستی، هم ترازی با مردم، تعهد و بصیرت مسئولین در ساختار نظام، رشد و پیشرفت و اعتماد و علاقه و پشتیبانی مردم، تأثیر به سزایی دارد و عکس آن نیز زیانآور میباشد، تردیدی نیست، اما نمیشود گفت: اول و آخر دین همین است.(پایان)
پاسخ قسمت دوم :
فرض کنیم که تمام مثالهای مطروحه در سؤال درست باشد؛ آیا می توان نتیجه گرفت که اول و آخر دینداری همین است که مسئولین با اتوبوس بروند؟! -یعنی ممکن نیست که یک مسئول بیدینی، با اتوبوس رفت و آمد نماید؟یا اگر چنین کرد، او آخر دینداران است، اگر چه کافر باشد، یا از روی نفاق چنین کند؟! مگر در حکومت های ضد دین و یا غاصب، مسئولین ساده زیست وجود نداشتهاند؟!
د)- این سخن تحریف معنا، مفهوم و مقصود دین از یک سو و ترویج یک نگاه کاملاً سطحی و مادی به دین از سوی دیگر است.
اگر چنین باشد که کمونیست های ملحد، از همه دیندارتر بودند.
ﻫ )- اول و آخر دینداری،همان معرفت، ایمان،اطاعت وعبادت پروردگار عالم، الله جلّ جلاله میباشد ومصداق آن نیزمنحصر به اتوبوس سواری مسئولین نمیباشد.
تمامی پیامبران الهی علیهم السلام برای همین معرفة الله و عبادت الله و نفی شرک و بت پرستی و بندگی طواغیت و فراعنه و یا بندگی هوای نفس بشری آمدهاند.امام حسین علیهالسلام نیز در همین راه به شهادت رسیدند.
ز)- البته انحرافات و تخلفات مسئولین، به ویژه در تکبر، خود بزرگ بینی، منفعت طلبی، کنار گذاشتن ساده زیستی، تعقیب امیال نفسانی خودشان و یا دیگران از داخلی و خارجی و ...، نشان از غفلت و بی تقوایی آنها دارد و زیان های جبران ناپذیری به کشور و مردم و نظام وارد میکند، اما مردم نباید نقش خودشان را در انتخاب وقدرت بخشیدن به اینها نادیده بگیرند.
خوارج، خود خطا کردند، وقتی با نتایجش مواجه شدند، حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را متهم کردند و گفتند: باید بیایی مسجد و بر منبر روی و اذعان کنی که خطا کردی و استغفار نمایی. لذا باید دقت و مراقبت نماییم که دینداری ما نیز از نوع دینداری خوارج نگردد.بصیرت - بصیرت و بصیرت.
نتیجه : پس، در اصل این که علم، ایمان، تقوا، تعهد، ساده زیستی، هم ترازی با مردم، تعهد و بصیرت مسئولین در ساختار نظام، رشد و پیشرفت و اعتماد و علاقه و پشتیبانی مردم، تأثیر به سزایی دارد و عکس آن نیز زیانآور میباشد، تردیدی نیست، اما نمیشود گفت: اول و آخر دین همین است.(پایان)
- ۲۷۷
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط