{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟

جای یک بوسه نماند از کف پا تا دهنت

چون رکاب دهنت خرد شده، ساخته اند

با سرِ نیزه رکابی به عقیق یمنت

تا تو می آیی علی خطبه ای آغاز کنی

می پرد سرفه و خونابه میان سخنت

تو کجا نیستی ای عشق که پیدات کنم؟

همه ی دشت پر است از همه جای بدنت

مثل یک آینه ی خردشده ریخته ای

کل صحرا متلألؤ شده از نور تنت

رفته ای در وسط معرکه و خنجر و سنگ

سبقت از تیر گرفتند برای زدنت

زرهت پاره شده پیرهنت پاره تر است

قطعات بدنت پاره تر از پیرهنت

دلهره دارم علی جان، متلاشی نشوی؟
دیدگاه ها (۲)

.

،

ﺩﺭ ﻣﻪ ﺧﻮﻥ ﺳﻘﺎ ﻧﻘﺶ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩﺩﻏﺮﻗﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﺎﻩ ﺍﻡ‌ﺑﻨﯿﻦ ﮔﺮﺩﺩﺩﺭ ﻣـ...

دلهای شکسته روضه خوان زینب آواره ی داغ بی امان زینب تا لحضه ...

با سر نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذره ذره بدنت را چه به هم...

با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند*ذره ذره بدنت را چه به ...

‍ با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذرّه ذرّه بدنت را چه ...

باسرنیزه تنت راچه بهم ریخته اندذره ذره بدنت راچه بهم ریخته ا...

‍ با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذرّه ذرّه بدنت را چه ...

هشتم محرم،روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلامبا سر ِنیزه تنت را...

با ســـر ِنیزه تنتـــــ را چه به همــ ریخته اند ذره ذره بدنت...

شب هشتم محرم : شب حضرت علی اکبر (ع) دیدم اعضای تنت را جگرم س...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط