{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cruel Love

Cruel Love
پارت ۱۲
سوار ماشین شدن و راه افتادن تو ماشین حرفی بینشمون ردوبدل نشد وقتی رسیدین لارا و تهیونگ و بابابزرگ و فامیلای خیلی نزدیک اونجا بودن اونا هم رفتن تو همه اومدن و با آنجلینا وجونگکوک احوالپرسی کردن و دست دادن
ویو آنجلینا
بعد جونگکوک و بابا بزرگ و تهیونگ رفتن سر یه میز لارا هم داشت با دوست دوران دبیرستانش حرف میزد منم مزاحمش نشدم و رفتم سر یه میز خالی همینطور نشستم تا همه اومدن و ساعت۷شد همینطور نشستم و در و دیوار و نگاه میکردم که یه پسره تقریباً کراش اومد سر میز من و بهم سلام کرد (علامت پسره §)
§:سلام خانوم
+:سلام خوش اومدین
§:فک کنم اسمت آنجلینا باشه
+:بله و اسم شما چیه
§:من سوهو و از نظرم زیاد رسمی نباشیم
+: خوشبختم و باشه
§:ببخشید ولی جونگکوک با تو چه نسبتی داره
+:پسر خالمه
داشتیم باهم صحبت میکردیم پسر خوبی بود و باهاش آشنا شدم گرم صحبت بودیم که صدای بابابزرگ اومد که داشت سخنرانی میکرد
ب ب:سلام از همگی ممنونم که به مهمونی ما اومدید با حضور سبزتون مارو خوشحال کردید این مهمونی به مناسبت برگشتن نوه ی قشنگم جونگکوک از آمریکاست امیدوارم خیلی خوب خوش بگذرونیدو از خودتون پذیرایی کنید حالا هم دعوتتون میکنم به شام بفرمایید
همه دست زدن و رفتیم سر میز یه میز خیلی بزرگ بود که توش پر از غذا بود من و سوهو کنار هم نشستیم و غذامونو خوردیم بعد شام کلی باهم حرف زدیم و کم کم مهمونا داشتن میرفتن منم رفتم سرویس تا ارایشم رو تمدید کنم و خودمو مرتب کنم .
رفتم سرویس و بعد از اینکه کارم تموم شد رفتم بیرون که سوهو رو دیدم ازم شماره خواست یه لحضه تعجب کردم
+:این چه حرفیه
§:شماره بده دیگه ما الان آشنا شدیم و باید شماره هم دیگرو داشته باشیم تا باهم در ارتباط باشیم
+: ببخشید سوهو ولی من نمیتونم شمارمو بهت بدم
§:اه چی میگی بابا( عربده)
+:تو چی می..
داشتم حرف میزدم که دستی رو صورتم حس کردم فهمیدم اون عوضی بهم سیلی زد دست مو گذاشتم رو صورتم که یهو سوهو پرت شد رو زمین جونگکوک گرفت شو با مشت میزدش
+: جونگکوک بسه
+: جونگکوک (بلند)
یهو جونگکوک بلند شدومچ دستمو محکم گرفت و میکشید چون مهمونا تو سالن بودن یواشکی بدون اینکه کسی ببینه از در پشتی رفتیم جونگکوک دستمو خیلی محکم گرفته بود انگار داشت از جاش کنده میشد
+:آخ جونگکوک دستم شکست ول کن
-:خفه شو (عربده )
+:چته تو
-:گفتم خفه شو
منو بزور سوار ماشین کرد و راه افتاد داشتیم می‌رسیدم که دستشو دوباره گذاشت رو رون پام بهش گفتم که بس کنه ولی .....
(شرط‌ها:۷لایک ، ۱۲ تا کامنت)
اسلاید دوم استایل آنجلینا
اسلاید سوم استایل جونگکوک
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:16ویولارابا دردی از سمت سی/نم ...

عشق خیانت انتقام

برده عمارت جئون

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط