(دلداده) ✩
(دلداده) ✩
ویو ا/ت
وقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جونگکوک وایساده.
با خودم گفتم این دیگه کیه؟
جین: ا/ت بیا اینجا.
رفتم سمتشون.
جین: این لارا دختر عموی جونگکوکه.
لارا: سلام.
ا/ت: سلام.
لارا: تو همون ا/تی؟
ا/ت: آره، چطور؟
لارا: هیچی، جونگکوک زیاد ازت حرف میزنه.
جونگکوک: لارا!
لارا: چیه؟ دروغ گفتم؟
ا/ت: (خنده مصنوعی) چه جالب.
لارا: راستی کوکی، میای باهم بریم یه جایی؟
جونگکوک: نه، امشب با بچههام.
لارا: باشه، هرطور راحتی.
لارا یه نگاه به من انداخت و رفت.
ا/ت: چه دختر پررویی.
جونگکوک: چی گفتی؟
ا/ت: هیچی.
جونگکوک: ا/ت!
ا/ت: چیه آقا؟
جونگکوک: از لارا خوشت نیومد؟
ا/ت: مگه باید خوشم بیاد؟
جونگکوک: (خنده) باشه خانوم.
ویو جیمین
این دوتا واقعاً منو دیوونه کردن. جونگکوک که معلومه چه خبره، این یکی هم فقط داره انکار میکنه..
ادامه دارد......
ویو ا/ت
وقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جونگکوک وایساده.
با خودم گفتم این دیگه کیه؟
جین: ا/ت بیا اینجا.
رفتم سمتشون.
جین: این لارا دختر عموی جونگکوکه.
لارا: سلام.
ا/ت: سلام.
لارا: تو همون ا/تی؟
ا/ت: آره، چطور؟
لارا: هیچی، جونگکوک زیاد ازت حرف میزنه.
جونگکوک: لارا!
لارا: چیه؟ دروغ گفتم؟
ا/ت: (خنده مصنوعی) چه جالب.
لارا: راستی کوکی، میای باهم بریم یه جایی؟
جونگکوک: نه، امشب با بچههام.
لارا: باشه، هرطور راحتی.
لارا یه نگاه به من انداخت و رفت.
ا/ت: چه دختر پررویی.
جونگکوک: چی گفتی؟
ا/ت: هیچی.
جونگکوک: ا/ت!
ا/ت: چیه آقا؟
جونگکوک: از لارا خوشت نیومد؟
ا/ت: مگه باید خوشم بیاد؟
جونگکوک: (خنده) باشه خانوم.
ویو جیمین
این دوتا واقعاً منو دیوونه کردن. جونگکوک که معلومه چه خبره، این یکی هم فقط داره انکار میکنه..
ادامه دارد......
- ۲۹۶
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط