دومون اسلیر
دومون اسلیر
فصل سوم پارت هفتم♡
اوضاع خیلی بد بود
ایونا اینوسکه و زنیتسو با داکی
سی اون اکاری و چیوری با گیوتارو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایونا:«لعنتی هر چی میبری در میاد»
اینوسکه:«برید کنار شاه شاهان اومد»
زنیتسو:«تنفس رعد فرم اول.... رعد برق(با فریاد) هشت برار!»
داکی:«فکرشم نکنید که میتونید منو شکست بدید!»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اکاری:«حلقه تشکیل بدید سی اون گم شو!»
سی اون:«باشه»
چیوری و تانجیرو:«باشه»
اکاری:«تانجیرو برو»
تانجیرو:«یاااااااااااااااااااااااا»
تانجیرو از سمت چپ به گردن گیوتارو یورش برد
||کیش||
دست چپ گیوتارو شمشیر تانجیرو را گرفت
اکاری:«لعنت اومدم!»
اكاری از سمت راست راست یورش برد اما گیوتارو حمله رو دفع کرد
چیوری:«قسم میخورم تا قیام قیلمت دنبالت بیام»
چیوری از پشت یورش برد اما سر گیوتارو چرخید و او با دنوناش حمله رو دفع کرد
سی اون:«راهمو بلدم گم نمی شم!»
گیوتارو(ذهن: اوههههه... لعنتی اونو فراموش کردم)
سی اون:«کارت تمومه»
||ویششششششش||
ربانی عظیم سد راه شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایونا:«لعنتی گوش کنید همه از فرم اول استفاده میکنیم!»
ایونا:«تنفس شب....»
زنیتسو:«تنفس رعد.....»
اینوسکه:«تّنّفّسّ حّیّوّاّنّ.......»
همزمان:«فرم اون
اسمان تاریک
رعد و برق
برش ماورایی»
داکی (ذهن: چقدر هماهنگ ولی منو دست کم نگیرید)
فصل سوم پارت هفتم♡
اوضاع خیلی بد بود
ایونا اینوسکه و زنیتسو با داکی
سی اون اکاری و چیوری با گیوتارو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایونا:«لعنتی هر چی میبری در میاد»
اینوسکه:«برید کنار شاه شاهان اومد»
زنیتسو:«تنفس رعد فرم اول.... رعد برق(با فریاد) هشت برار!»
داکی:«فکرشم نکنید که میتونید منو شکست بدید!»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اکاری:«حلقه تشکیل بدید سی اون گم شو!»
سی اون:«باشه»
چیوری و تانجیرو:«باشه»
اکاری:«تانجیرو برو»
تانجیرو:«یاااااااااااااااااااااااا»
تانجیرو از سمت چپ به گردن گیوتارو یورش برد
||کیش||
دست چپ گیوتارو شمشیر تانجیرو را گرفت
اکاری:«لعنت اومدم!»
اكاری از سمت راست راست یورش برد اما گیوتارو حمله رو دفع کرد
چیوری:«قسم میخورم تا قیام قیلمت دنبالت بیام»
چیوری از پشت یورش برد اما سر گیوتارو چرخید و او با دنوناش حمله رو دفع کرد
سی اون:«راهمو بلدم گم نمی شم!»
گیوتارو(ذهن: اوههههه... لعنتی اونو فراموش کردم)
سی اون:«کارت تمومه»
||ویششششششش||
ربانی عظیم سد راه شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایونا:«لعنتی گوش کنید همه از فرم اول استفاده میکنیم!»
ایونا:«تنفس شب....»
زنیتسو:«تنفس رعد.....»
اینوسکه:«تّنّفّسّ حّیّوّاّنّ.......»
همزمان:«فرم اون
اسمان تاریک
رعد و برق
برش ماورایی»
داکی (ذهن: چقدر هماهنگ ولی منو دست کم نگیرید)
- ۴.۰k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط