حکایت عشقای امروزی👇

حکایت عشقای امروزی👇


پسره : میخوای از پیشت برم؟
دختره : حتے فکرشم نکن!
پسره : دوسم داری؟
دختره : البتہ،هر روز بیشتر از دیروز!
پسره : تا حالا بهم خیانت کردی؟
دختره : نہ،برای چے میپرسے؟
پسره : منو میبوسے؟
دختره : معلومہ هر موقع بتونم.
پسره : منو ول می کنے؟
دختره : دیونه شدی،من همچین آدمے هستم؟
پسره :میتونم بهت اعتماد کنم؟
دختره : بلہ!
پسره : عزیزم؟


چند ماه بعد ...

حالا ... از پایین به بالا بخونید
دیدگاه ها (۱)

سناریو قفل آبی

My lovely neighbor part : 66

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

کامیل چشم هاشو بست. تو این روز و تو این ساعت نور زرد رنگ خون...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

دختره👧 : میخوای از پیشت برم؟پسره👦 : حتے فکرشم نکن!دختره👧 : ...

دختره:میخوای از پیشم بری؟ پسره:حتی فکرشم نکن دختره: دوسم دار...

دختره : می خوای از پیشم بری ؟پسره : حتی فکرشم نکن .دختره : د...

#دختر:میخوای از #پیشم بری؟#پسر:حتی #فکرشم نکن.#دختر: #دوسم د...

#دختر:میخوای از #پیشم بری؟#پسر:حتی #فکرشم نکن.#دختر: #دوسم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط