{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از ماست که بر ماست

از ماست که بر ماست

هیپنوتیزه ی دلالان زندگی مایم
به آینه زنگ زده وجدان می نگریم
بافحر سر به ثریا می سایم
نعره میزنیم
نعره ی برتری
غافل از اینکه
چشمان ما با پارچه ی سیاه توکل بسته اند
در فکر آزمایش از بد بدتریم
یاد نمی گیریم
هیچ یاد نمی گیریم
توبه از بد ( بدتر) جای بهتر نمی گیرد
تار های زندگی ما بدست
(تقدیر) نامیمون است
تا( تقدیر) است
تامیمون است
تار های زندگی ما بدست های
بیگانه است.
تا( استعمار) است
بیگانه است .
یکی( برادر )میشود دار ما میزند
دیگر از شاه رگهای ما
می مکد خون زرد اندیشه های ما را
سرخی خون ما
از بی تفاوتی ما
چرک و ریم بالا آورد.
هر کلاهی گشادی که بسرما گذاشتند
واه واه ی کردیم
با لالای عربی بخواب رفتیم
با لالای عربی فرزند بخواب دادیم
با لالای عربی لخت جگر بخاک گذاشتیم
هیپنو تیزیم شده ی قرن ها پیشینیم
خیال بیداری نداریم
در خوابیم که سر های ما میبرند
در خوابیم تیر باران میشویم
در خوابیم و پارچه پارچه میشویم
لیک چشمان ما هنوز
در بیت الخلا نور میبیند
هیپنوتیزه ی قرن ها
با هر دردی توکل کردیم
هیپنوتیزه لغت توکل
و بی هیچ جنبشی تحلیل میشویم
و اینست آنچه بر خود خواسته ایم
دیدگاه ها (۶)

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

💔🥀

زندگی ، راز بزرگی ست ........شب آرامی بودمی روم در ایوان ، ت...

شب آرامی بود......................می روم در ایوان ، تا بپرسم...

⛈#کپشنُ_بخونزل زده بودم به یک مرد اروپایی و با خودم می‌گفتم ...

یک روز همه چیز درست می‌شود؛ یک روز نه خبری از جنگ است و نه خ...

سلام ، قصد بی احترامی نداشتما فقط می خواستم حقیقتی بسیار تلخ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

دختر مراکشی بود. پدری داشت که با نخ‌ریسی روزگار را می‌گذراند...

📣 امامِ ما خواهد آمد، شاید زودتر از آنچه گمان می‌کنیم🔴 به ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط