جراح من💙p25

* قابل توجه پدر مادرا و نیو ارمی ها : فیکه و واقعی نیست! این هیچ ربطی به خود اعضا نداره*
--------------------------------------------------------------------------------
جین : به هر حال حق با بیماره که کی درمانش منه
نامجون : مگه اون حق با مشتری نبود ؟
جین : *از جاش بلند شد*حالا هرچی من الان کمرم خیلی هم خوبه!*داره نامجون شیک میره🤣🤣🤣*
نامجون :...
ا/ت و لیا : 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣*قشنگ از خنده پاره شدن*
(لیا به جین لایک نشون داد! / جین هم به لیا چشمک زد)
ا/ت: خب .....حا..حال..........ببگذر...بگذریمم.....ببریم.....(خنده)...........بب.رای...شا...شام...*نفس نفس زدن در اثر خندیدن زیاد *
لیا :*بیهوش شده از شدت خنده*
(ا/ت برگشت و وضعبت لیا رو دید و بیشتر منفجر شد ...)
نامجون : آروم ... *برای لیا . ا/ت اب برد*
جین : *خنده شیشه پاک کنی*
نامجون : ...*قیافش اینجوریه که اینا کین ؟ من کیم ؟ کجام ؟ *
جین : من رفتم بیرون...
*1 دقیقه بعد *
جین : لای لای لای من چقدر هندسام .. بله جین وردواید هندسام .. یس یس منه ورد واید هندسام منه ورد واید هندسام *با قر داره ااز چادرو میاد بیرون* اع کسی اینجا نیست که پس پیش به سوی باربیکیو حالا یک ، حالا دو ، حالا یک ، حالا دو ... برگام خیلی عجیبه که سوهو و جیمین دارن اشپزی میکنن...

*******
سوهو که داشت گوشت ها رو کباب میکرد که یه حشره از جلوش رد شد 3 متر پرید ...
سوهو : یا خدا این موجودی چی بود ؟*ترسیده*
میا :*نگاه های شیطانی* پخخخ...
سوهو :جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
میا : فرار کرد...پشت صندلی قایم شد...
سوهو : یا این صدا چی بود؟...*وحشت زده*
جیمین : ها ؟ چی میگی زبون بسته ؟(🤣)
سوهو : ها ؟*ایشون الان توی حالت هپروتن*
جیمین : برو مراقب گوشت ها باش تا نسوختن
سوهو : ها ؟
جیمین : ...*نگاه های معنی دار*
سوهو : *تازه گرفت چی شد* اها گرفتم اوکی توهم مراقبه قابلمه باش که خش روش نیوفته وگرنه با جین هیونگ رو به رویی ...
جیمین : اها اون الان که نمیتونه از جاش تکون بخوره*خنده*
(پرتاپ شدن ملاقه به سمت جیمین )
جیمین : آییییییییی
سوهو :*خنده*
جیمین : ...
جین : شما دوتااااااااااااااااااااااااااا *داد* سوهو حواست به کباب ها باشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه*داد*جیمینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن*داد* شیباللللللللللل ...
جیمین و سوهو :...*سکوت*

شرایط پارت 27 : 20 تا لایک و کامنت ...هر سه پارت ها
دیدگاه ها (۲۶)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

سناریو جدید

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

مافیای من

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط