{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهای تو خداوند غزلهای منست

چشمهای تو خداوند غزلهای منست
شور لبهای تو در تک تک اعضای منست

شهد گل خوردن زنبور و عسل دادن او
شکل لبهای تو و شکل غزلهای منست

چشم من کاش که یک گوشه ز دنیای تو بود
به خدا گوشه ی چشمت همه دنیای منست

غم دلبسته شدن روزی امروزم بود
غم دلکنده شدن روزی فردای منست

چه عجیب است نگاهت مگر آیینه شدم
که چنین چشم تو مشغول تماشای منست

دیگر آنروز که آغوش تو جای من نیست
مطمئن باش فقط گور و کفن جای منست
دیدگاه ها (۱)

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

#دوپارتیبنگچان/ا.تP:2از جاش بلند شد و به سمت در اتاق رفت..لع...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط