آشنایی با کتاب

همزاد
یک روز از خواب بلند میشی و میبینی روبروت ،نه انعکاس آینه ،بلکه همزادت ایستاده ،فردی دقیقا با شمابل خودت اما هویتی متفاوت ،یک نسخه از خودت اما ده ها برابر بهتر ،جداب تر و زیرک تر ،البته برای جامعه
گالیادکین فردیه که این داستان رو تجربه میکنه در حالی که در تقلا برای به دست اوردن هویت خودش در جامعه و حتی زندگی شخصیش هست ناگهان همزادش ظاهر میشه و در تمام جنبه ها سعی در رقابت با گالیادکین واقعی داره
،همزاد گالیادکین به راحتی هویت نسخه اصلی اش رو میدزده ،کاری که شاید جامعه همین الان داره با ما میکنه...

این داستان رو میشه در دو جنبه دید ،یک هویت شخصی گالادکین و دو سیستم جامعه در مقابل هویت ها ،که فکز میکنم داستایوفسکی هر دو جنبه رو به درستی توضیح داده
از نکات جالبی که به نظرم رسید جو قالب جامعه در روسیه تزاری هست که دقیقا مثل اثر مرگ ایوان الیچ توصیف شده ، آدم ها نه یک فرد بلکه جز ای از یک سیستم قدرت بودند ،و شخصیت اون ها در قدرت و طبقه اون ها خلاصه میشده ،که هر دو اثر سعی در اعتراض به این سیستم دارن
اگر به جنبه هویت شخصی گالیادکین بخوایم بپردازیم اول باید از سبک روایت صبحبت کرد ،اول شخص ، دقیقا منفذه ای که باعث میشه به حقایق داستان نامطمئن بشه ،سبکی که توی خاطرات یک آدم کش به،طور خیلی ویژه تری استفاده شد ،
در حین خوندن حتما متوجه ناپایداری و رفنتار های عجیب راوی خواهید شد و در ادامه به اون عادت خواهید کرد
از پیچیدگی های دیگه ای که میشه بهش اشاره کرد اینکه آیا همزاد واقعا وجود داشته یا فقط ساخته ذهن گالیادکین بوده
در اخر متوجه میشیم همزاد در تمام مدت فقط ساخته ذهن گالیاکین واقعی بوده اما نکته ای که باید بهش اشاره کرد اینکه پس چطور افراد دیگه هم همزاد رو میشناختن و با اون تعامل داشتن؟ که میشه این رو بر حساب پیچیدگی روایت داستایوفسکی گذاشت
احساسی که نسبت به گالادکین واقعی خواهید داشت قطعا حس ترحم و حتی همدلی هست و برعکس از همزاد اون منزجر میشید ، و نکته اصلی اینکه هردو این افراد یکی هستن!
فکر میکنم با توصیفات کتاب گالیادکین نوعی اختلال هویت تجزیه ای داشته (DID)
اون تمام ویژگی های خوب رو در خود و تمام بدی هاش رو در هویتی مجزا از خودش میدیده و به همین سبب ،ناخداگانه سعی در از بین بردن خودِ بد اش داره
شاید در طی داستان اونقدر شمارو جذب نکنه و با اینکه کتاب کوتاهی هست ،بسیار کش دار به نظر برسه اما پایان و ایده متفاوتش میتونه رضایت نسبتا خوبی به خواننده بعد خوندنش بده و بهمون یاد بده که
شاید دشمن اصلی ما در اصل خودمونیم.....
دیدگاه ها (۱)

اون خیلی تنها بود...شاید خانوادش بودن ، شاید دوستاش بودن ، ش...

Crimson silence (p17)

محورت داستان درباره ی کل انیمس و درباره یک یا چند شخصیت خاصی...

اصلاح طلب بی سواد بیشرف

🌱 مسیر سبز | روایت تجربه‌هایی که مسیر زندگی را تغییر دادندگا...

🌱 مسیر سبز | روایت تجربه‌هایی که مسیر زندگی را تغییر دادندگا...

پارت5:واقعا نمیتونم باورکنم که دلیل مرگ اون دختر ما بودیم.چو...

نامجون فقط لیدر BTS نیست ؛ او شبیه قطب نمایی ست که وسط شلوغ ...

خیلی راهکار ساده ای داره !!مگر کسی که کلاه ایمنی سرش نیست , ...

مهمسلام عزیزاناومدم یه خبر مهم رو بهتون بدم،اینکه من به یه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط