پارت5:
پارت5:
واقعا نمیتونم باورکنم که دلیل مرگ اون دختر ما بودیم.چون از وقتی که میدونم ما خونآشام ها کاری به انسان های عادی نداریم درواقع فقط در دو صورت یک انسان رو میکشیم
یک:خلافکار باشه دو:از هویت ما با خبر بشه.به نظر خودم دلیل دوم نارحت کنندست ولی اگه کسی از هویت نا باخبر بشه امکان قتل عام ما وجود داره
یه رور وقتی در کمدم در مدرسه رو بستم چندتا از قلدر های مدرسه دورم جمع شدن.بدون اینکه نگاهشون گنم میخواستم برم که رئیسشون موهام رو گرفت. سرم رو به سمت بالا خم کرد
گفت:ای جوجو فقط اکیپ ما حق اجازه داره موهاشو دورنگ کنه
گفتم:ولم کن
با خنده ای مسخره آدام رو دراورد و همچنان موهام رو میکشید
گفتم:ولم کن وگرنه براتون بد میشه
گفت:برامون بد میشه حالا مثلا میخوای چی کار کنی جوجه کوچولو
موهام رو ول کرد ولی دورم حلقه زدن بقیه بچه های مدرسه ه، دورتر ایستاده بودن و مارو تماشا میکردن هان و هیونجین هم بینشون بودن
ته سونگ:یه راه دیگه هم وجود داره اون گردن بندت رو بدی یه من
اونجا بود که تازه متوجه شدم گردن بندم روی لباسمه سریع قایمش کردم
گفتم:عمرا این کارو کنم
اومد دستش رو س،ت گردنم ببره که دستی جلوش رو گرفت
هیونجین بود خوبه که اون حداقل از من بلندتر بود
ته سونگ:تو این وسط چی کاره ای
هیون:بس کن تو باز یکی صغیف تر از خودت پیدا کردی بهش زور بگی
ته سونگ اومد بزنتش که که هیونجین یه مشت زد او صورتش پرت شد عقب و اومد سمت من
گفت:حالت خوبه
دیدم یکی از افراد ته سونگ داره میاد سمتمون دستام رو گذاشتم رو شونه هیونجین چرخیدم و با حرکت پا به سرش ضربه زدم که اون هم پرت شد عقب تراز ته سونگ
ته سونگ با کمک افرادش بلند شد
گفت:شما دیگه کی هستین.و سریع دور شد
پایان پارت۵
واقعا نمیتونم باورکنم که دلیل مرگ اون دختر ما بودیم.چون از وقتی که میدونم ما خونآشام ها کاری به انسان های عادی نداریم درواقع فقط در دو صورت یک انسان رو میکشیم
یک:خلافکار باشه دو:از هویت ما با خبر بشه.به نظر خودم دلیل دوم نارحت کنندست ولی اگه کسی از هویت نا باخبر بشه امکان قتل عام ما وجود داره
یه رور وقتی در کمدم در مدرسه رو بستم چندتا از قلدر های مدرسه دورم جمع شدن.بدون اینکه نگاهشون گنم میخواستم برم که رئیسشون موهام رو گرفت. سرم رو به سمت بالا خم کرد
گفت:ای جوجو فقط اکیپ ما حق اجازه داره موهاشو دورنگ کنه
گفتم:ولم کن
با خنده ای مسخره آدام رو دراورد و همچنان موهام رو میکشید
گفتم:ولم کن وگرنه براتون بد میشه
گفت:برامون بد میشه حالا مثلا میخوای چی کار کنی جوجه کوچولو
موهام رو ول کرد ولی دورم حلقه زدن بقیه بچه های مدرسه ه، دورتر ایستاده بودن و مارو تماشا میکردن هان و هیونجین هم بینشون بودن
ته سونگ:یه راه دیگه هم وجود داره اون گردن بندت رو بدی یه من
اونجا بود که تازه متوجه شدم گردن بندم روی لباسمه سریع قایمش کردم
گفتم:عمرا این کارو کنم
اومد دستش رو س،ت گردنم ببره که دستی جلوش رو گرفت
هیونجین بود خوبه که اون حداقل از من بلندتر بود
ته سونگ:تو این وسط چی کاره ای
هیون:بس کن تو باز یکی صغیف تر از خودت پیدا کردی بهش زور بگی
ته سونگ اومد بزنتش که که هیونجین یه مشت زد او صورتش پرت شد عقب و اومد سمت من
گفت:حالت خوبه
دیدم یکی از افراد ته سونگ داره میاد سمتمون دستام رو گذاشتم رو شونه هیونجین چرخیدم و با حرکت پا به سرش ضربه زدم که اون هم پرت شد عقب تراز ته سونگ
ته سونگ با کمک افرادش بلند شد
گفت:شما دیگه کی هستین.و سریع دور شد
پایان پارت۵
- ۲۲۲
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط