کوفه....

اهل کوفه، به کودکان اسیر آل حسین(ع) که سوار بر محمل ها بودند، خرما و گردو و نان می دادند.

ام کلثوم آنها را از دست و دهان کودکان می گرفت و بر زمین می انداخت و فریاد می زد:

"ای اهل کوفه صدقه بر ما حرام است! "
و چون این سخن می فرمود مردم گریه می کردند.
ام کلثوم فرمود:
"ای اهل کوفه! مردان شما ما را می کشند و زنان شما بر ما گریه می کنند! روز داوری خدا میان ما و شما حکم فرماید..."
#مصیبت
#ظلم
#عکسنوشته
#کوفه

@neyvanay
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :دین و دینداری : خداون...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :حال تکلیف او در عالم بر...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :البته که دوستتان به خا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

‍ #اسیران_آل_محمدکسی که نیمه های شب به در خانه های فقرا و مس...

هنگامی که کاروان اهل بیت می خواست با محمل های سیاه از شهر شا...

دوازدهم محرم مصادف با دفن شهدای کربلا و ورود اسرا به کوفه و ...

میگوییم...وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد...اما در برابر ساده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط