{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو..

تو..
مهربان باش،
بگذار بگویند ساده است...
فراموشکار است...
زود میبخشد...

سالهاست دیگر کسی در این سرزمین ساده نیست...
از همان وقتی که دیوار کاهگلی رفت
و آجر و سنگ آمد...
از همان وقتی که ایوان شد بالکن...
خانه شد آپارتمان...
و کم کم
انسان شد صرفاً موجودی برای رفع نیازهای خود..

اما تو تغییر نکن!
تو خودت باش و نشان بده
آدمیت هنوز نفس میکشد...
هنوز میشــــود روی کســـی حســـاب باز کرد آن هم از نوع مــادام العــمر...
هنوز هســتند کســـانی که میشــود به سرشـــان
قســـم راسـت خورد...
هنوز هست کسی که دل، بهانه ی
خوبیهایش را بگیرد هر از چند گاهی...
این کره ی خاکی غبار گرفته به بودنت نیاز دارد..
لااقل تو تغییر نکن...
مهربان بمان...
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

بریم پارت ۱۰:🍷 شراب قرمزقسمت دهم: آدرسرینا هنوز کاغذ را در د...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 14روز بعد، ویولت همراه الورا به قصر ...

پارت 4۳سه روز از اون ماجرا گذشته بود. عمارتِ کیم مثل یک دژِ ...

......پارت چهاردهم.....

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

ادامه

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط