{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته بود

خسته بود
زمین نبود
نمازش شکسته بود
بر سنگ قبرم بنویسید تشنه بود
تنها از این نظر سرا پا شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید
این درخت عمری برای هر تبر و تیشه ای دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید
در زندگی پشت دری که باز نمیشد نشسته بود..........
دیدگاه ها (۳)

بگذار دیوانه صدایم کنند بگذار بگویند مجنون فرقی نمی کند من ت...

ﻋﺎﺩت ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﺑﮕﻮﯾﻢ... ﭘﺲ ﺧﺎﮐﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﯾﺮ ﭼ...

کاش می فهمیدی... قهر می کنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر...

خبرفوری مدیر عامل باشگاه پرسپولیس از اعلام آمادگی یگ ایران...

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

مردی که در کنارم بود

دیوانه هایی که فکر کردند میتوانند من روانی را رام کنند💀

عشق سبز و صورتی

ادامه پارت ۴۳

تمثیل ایمان اثری از یوهانس ورمیر

~🎨 | نامجون از دو موزه‌ی هنری لس‌آنج*لس دیدن کرده! 🐨💜😭💋بر اس...

شجاعت در سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط