{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

****دعا و لبيك خدا

****دعا و لبيك خدا
مردي بود عابد و هميشه با خداي خويش راز و نياز مي نمود و داد اللّه اللّه داشت .
روزي شيطان بر او ظاهر شد و وي را وسوسه كرد و به او گفت :
اي مرد, اين همه كه تو گفتي , اللّه , اللّه , سحرها از خواب خوش خويش گذشتي و بلند شدي و با اين سوز و درد هي گفتي :((اللّه , اللّه , اللّه )) آخر يك مرتبه شد كه تو لبيك بشنوي ؟ تو اگر در خانه هر كس رفته بودي و اين اندازه ناله كرده بودي , لااقل يك مرتبه جوابت را داده بودند. اين مرد ديد ظاهرا حرفي است منطقي !
و لذا در او موثر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد و ديگر اللّه , اللّه نمي گفت !
در عالم رويا هاتفي به او گفت : تو چرا مناجات خودت را ترك كردي ؟
پاسخ داد: من مي بينم اين همه مناجات كه مي كنم و اين همه درد و سوزي كه دارم يك مرتبه نشد در جواب من لبيك گفته شود.
هاتف گفت : ولي من از طرف خدا مامورم كه جواب تو را بدهم .
گفت همان اللّه تو لبيك ماست
آن نياز و سوز و دردت پيك ماست
يعني همان درد و سوز و عشق و شوقي كه ما در دل تو قرار داديم اين خودش لبيك ماست
دیدگاه ها (۴)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :سؤال مهم و مشکل اکثر ن...

سخن دوست نکوست ...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۸_ چه بهتر .. خلاص ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۳

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط