{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا از تو نگویم ؟

چرا از تو نگویم ؟
چرا اشک های تو را نسرایم ؟
وقتی همه ی دریاها در قلب مهربان تو جریان دارند ،
چرا من یک قطره ی پر هیاهو نباشم ؟
چه شبها که به یاد تو فانوس دعا را در ایوان تنهایی آویختم .
چه روزها که به یاد تو با درختان پر حوصله ی گردو درد و دل کردم .
آن قدر منتظرت مانده ام که همه ی پنجره ها مرا می شناسند .
یک بار آرام تر از خواب درختان به سراغ من بیا....

می خواهم با شکوفه های سیب برایت تابلویی بکشم
و با اشکهایم گرد و غبار را از کفش هایت بشویم .
می خواهم تمام بغض هایم بر شانه های تو آب شود .
چرا دلم برایت تنگ نشود ؟
چرا دستهای تو را ستایش نکنم ؟
چرا خوشبو ترین گلهای دنیا را برای تو نچینم ؟
چرا عطر ماه را در شیشه ای نریزم و به تو تقدیم نکنم ؟
دلم برایت تنگ می شود ،
نه هر شب ، نه هر روز بلکه هر لحظه .
این را عقربه های ساعت نیز می دانند .
خطوط دفترم نامت را از بر کرده اند .

اگر روزی تو را ننویسم ، دل آبی خودکارم برایت تنگ می شود .
اگر تو نباشی غم هایم را پیش چه کسی ببرم ؟
اگر تو نباشی رنج هایم را با که بگویم ؟
اگر تو نباشی روزهای من هیچ وقت به شب نمی رسند و شبهایم در جاده ی تاریک زمان سرگردان می شوند .
اگر تو نباشی آمدن صبح هم لطفی ندارد .
اگر تو نباشی ترانه هایم را در رود خواهم ریخت .
چرا برای تو ننویسم ؟
جواب کلمات پرشوری را که می خواهند به دیدار تو بیایند چه بدهم ؟
چرا حرفهایم را پنهان کنم ؟ ..


💙 ❤
دیدگاه ها (۱)

می نویسمـ دوستتــ دارمـبخوان دلمـ برایتــ تنگــ شدهمی نویسم ...

عاشقانه های شبنم

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

عاشقانه های شبنم

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط