{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صبح که از گوشه ی ایوان به در آیی

هر صبح که از گوشه ی ایوان به در آیی
جانم به در آید چو ببیند رخ ماهت

تا گوشه ی چشمی به منت جلوه فشانی
پابند شود مرغ دلم فکر تو راحت
دیدگاه ها (۱)

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

آنچه گذشت؛استاد نمایش از پشت صحنه با دهان باز به آن‌ها نگاه ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

پارت ۱۶

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط