{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت به‌ گاه خاموشی

چشمانت به‌ گاه خاموشی
و هوایی بارانی
تفسیری نمی‌طلبم
زیرا که قتل عشق را جز به تفسیر نیست
عاشقت هستم
و حافظه‌ام تا سر حد بی‌هوشی است
می‌خواهمت
نمی‌دانم که بودم
که خواهم بود
و چه می‌شوم
اما
می‌خواهمت تا نهایت ویرانی.
#حبیب❤
دیدگاه ها (۱)

ما که عشق آشناییماز یادت نبرده‌ایمتو هم از یادمان مبرجز تو د...

عشق،در حافظه‌ی قطره‌ی باران جاری‌ستبر لب نی‌لبک ِ زخمی ِ چوپ...

تو یک حقیقت دوری که دوستت دارم دچار وهم حضوری که دوستت دارمچ...

چه نشستی شکسته کنج قفس؟مرغ بی دانه را پری هم هستمن که می گوی...

ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸 من از او پرسیدم: "می‌خواهی کجا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

چــشـمـانــت بــه‌ گــاه خــامــوشــیو هــوایــی بــارانــی ...

‌چشمانت به گاه خاموشیو هوایی بارانیتفسیری نمی‌طلبمزیرا که قت...

چــشـمـانــت بــه‌ گــاه خــامــوشــیو هــوایــی بــارانــی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط