یه پنجره با یه قفس . یه حنجره بی هم نفس . سهم من از بودن
یه پنجره با یه قفس . یه حنجره بی هم نفس . سهم من از بودن تو یه خاطرست همینو بس . تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم . دارم به اخر خط می رسم . از اون سره شب اومدم .داغ ترانه تو نگام . شوق رسیدن تو تنم . من از تبار غربتم . از ارزوهای محال . قصه ی ما تموم شده با یه علامته سوال .
- ۵.۰k
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط