بذار که کوله بارمو ، رو شونه ی شب بذارم

بذار که کوله بارمو ، رو شونه ی شب بذارم
باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم ..
داغِ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سردِ این قفس ، منتظر پَر زدنم ..
من از تبار غربتم ، از آرزوهای محال
قصه‌ی ما تموم شده با یه علامت سوال
دیدگاه ها (۱)

ادامه

**پارت ۲۴**به محض اینکه ماشین توی محوطه‌ی تاریک و سنگیِ عمار...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

چند پارتی بازی ممنوع

فاصله یک لبخند تا جنون

Custom bride part : 18

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو یه خا...

شادمهر

علامت سوال ... شادمهر جانِ عقیلی ...

یه پنجره با یه قفس،یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو،یه خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط