علامت سوال

علامت سوال ... شادمهر جانِ عقیلی ...

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو ، یه خاطرس همین و بس
تو این مثلث غریب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم ، از اونور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه ، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ ، صداتو از یاد ببرم
بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس ، منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم ، از آرزو های محال
قصه ما تموم شده ، با یه علامت سوال ...
دیدگاه ها (۷)

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

دیدار با تو (ادامه پارت ۱)

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو ، ی...

<<<پر پرواز عاشقششششششم>>>یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی ه...

یه پنجره با یه قفس،یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو،یه خا...

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفسسهم من از بودن تو یه خا...

شادمهر عقیلی _ علامت سوال

بذار که کوله بارمو ، رو شونه ی شب بذارمباید که از اینجا برم ...

دلم انقدر گرفته که تنها موزیکی که آرومم میکنه موزیکیه که منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط