#My_Ex

#My_Ex
part 12
~جانگ لیون اون یه ادمیه که به هر طریق شده میخواد فقط به خواست خودش برسه بعداز پدرت حرف اول جانگ لیون میزنه

-چرا پدر و مادرمو کشت؟!

~لیون... عاشق مادرت بود، مادرت دختر برترین مافیا بود هر کسی دلش میخواست با این خانواده وصلت کن چون تک دختر خاندان لی بود

~لیون نه بخاطر مادرت بلکه بخاطر ثروت اسم راس مادرت میخواستش

~و خب وقتی خبر ازدواج پدرت و مادرت پخش شد هر گسی که فکر کنی با پدرت دشمن شدن

~یکسری هاشون نقشبازی میکردن که خودشون به پدرت نزدیک کن یکسری هاشونم مثل لیون رک و راست همه چی رو میگفت

-چطوری؟! مگه پدرم بزرگترین مافیا نبود؟مگه بهترین افراد رو نداشت چطور تونست مادرمو بکشه؟! نمیفهمم

~اروم باش توضیح میدم

~قوانین که همه ی گروه مافیا دارن به هیچکس اعتماد نکن حتا زنت یا هر کس دیگه

~عمو کوچیکت...

-عمو هیون؟! اون باعث شد؟! چطوریی

~زن عمو هیونت... آهه زن عمو هیونت خیلی با مادرت نزدیک بود ولی زن عمو هیونت کی بود

~خواهر لیون... چطوری با همچین کسی عموت وصلت کرد... ایم برمگیرده به قدرت لیون

~لیون داخل بهترین افراد جاسوس حرف اول و میزنه
خواهرش اسمش و کل نام و نشونش و عوضکرد خودش به یه ادم عادی تبدیل کرد و قاب عموت و دزدی خیلی راحت

~فکر کنم بتونی حدس بزنی بعدش چی میشه چجوری این اتفاقات می افته

....-

~حالت خوبه؟!

-اره... اما باند پدرم چیشد؟!
~بنظر خودت چی میتونه بشه؟!

-از هم پاشید دیگه

~قبل از اینکه همیشه خراب بشه تمام افراد باهم پیمان بستن که اگه روز تو بخوای راه پدرت رو پیش بری همه چی رو از نوع شروع کنن

~اون موقع بچه بودی ولی همه امیدشون به بزرگ شدن تو بود

~تو هیچوقت نفهمیدی ولی هر کدومشون به یک نحوی هواتو داشتن

-من میخوام انت...

~هیسس انتقام؟! بنظرت زود نیست؟! همیشه یه چی یادت باشه هیچوقت تو هیچ کاری در عصبانیت تصمیم نگیر چون همه چی تو به فا. ک میده

-من باید از کجا شروع کنم؟!

~خب... اول از همه ادرس مدیر سه تا از باند هایی که گفتم بهت رو میدم میری پیداشون میکنی

-بعدش

~تک تکشون رو جمع میکنی باندتو باهاشون تشکیل میدی

~کم کم خودت راهتو با کمکشون پیدا میکنی

~همین دو قدم برای شروع کارت کافیه

-من برای اینکار نیاز به سرمایه دارم چجوری جورش کنم؟!

~نگران پولش نباش پدرت انقدری برات پول گذاشته که کل سئول رو باهاش نابود کنی

-پولا کجاست؟!

~عمارت پدرت که برای رفتن به اونجا فقط به یک نفر نیاز داری....

ادامه دارد...

follower: 80
دیدگاه ها (۰)

به زیباییه مشکی

پارت ۵۰

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

the missing link part²²جونگکوک : بسته ها سالمن ؟چیزیش دست پل...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۸----------------------------------------⭐🌕...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏*آهیون با چترش رفت سر مزار مامانش*از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط