ایران

که آب از سرمان گذشته
هم خواب
و هم بیدار ؟

ایران
از من نرنج
اگر تو را
با نام کوچکت صدا کردم ..

اگر در صف نان
به آسمان نگاه کردم
و چیزی نگفتم ..

از من نرنج
که گاهی
پشت پنجره
با بی خیالی
چای می‌ خورم
و دستم نمی‌ لرزد
و باز
لبخند می‌ زنم
به بچه‌ ای که از ناکجا بر می‌ گردد ..

از من نرنج
اگر سکوت کردم
در جایی که حرف
سنگین بود
اگر ترسیدم
و ترسیدن را
پشت یک شعری سیاه پنهان کردم..

ایران
از من نرنج

ما هنوز
در نکبت همین کوچه ها
با هم
نفس می‌ کشیم

و نام کوچک تو را
بدون واهمه
آهسته
زیر لب
تکرار می‌ کنیم..

حالا بعد ازین باز می توانی بگویی:
هم آب از سرمان گذشته
هم خواب
هم بیدار..
دیدگاه ها (۰)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هفتم | صدایی از گذشتهبرای چند ثانیه نتون...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 1👒پری دخت باز هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط